چند روزیست به رسم سال های گذشته، نمایشگاه کتاب در دانشگاهمان برپا شده است.
اول اولش که از بین آن همه کتاب رد می شوی، حس خوب انسان های متمدن با فرهنگ کتابخوان را می گیری که از وجود نمایشگاهی بدین طول و عرض و وجودش در نقاط پرتردد دانشجویان خرسند می شوی و از اینکه بین کلاسهایت قرار است سراغشان بروی ذوق می کنی.
ولی راستش را بخواهید امسال دیگر برای من یکی که از این حس و حال ها خبری نبود، صبح زود که با صحنه برپایی مجدد نمایشگاه کتاب مواجه شدم، افکار متعدد ذهنم را سخت مشغول خودش کرد.

هنگام رد شدن از مقابل کتاب ها سعی کردم با دقت نگاه کنم که شاید کتابهای جدیدی از جنس دغدغه و نیاز اضافه شده باشند ولی افسوس که باز هم با حجم انبوهی از کتابهای روانشناسی بی سرو ته، چند عدد کتاب اشپزی بی دردسر! و کتب مشاهیر ادبی (که به قول فروشنده برای بچه های ادبیات هم کاربرد ندارد) و کتاب داستانهای حسنی! با تنوع بسیار مواجه شدم.
نمی خواهم سرتان را درد بیاورم، رک و راست اگر حوصله این حرفها را داشتید، می رفتید و کتاب می خواندید
اما
اما
اما
در این بین ذکر چند نکته و سوال درباره برپایی همچین نمایشگاهی را به عنوان یک دانشجو نگران حائز اهمیت می دانم:
به نظرتان دلیل محدود شدن به این کتابها در نمایشگاهی که هر سال حداقل دوبار برپا می شود و در دید دانشجو قرار می گیرد چیست؟
ذائقه سازی زوری هم داریم مگر؟
یعنی نیاز دانشجوی امروز ما تنها در کتب ادبی و چندعدد کتاب مذهبی با رویکرد ساندویچی و رمز و رازهای موفقیت نهفته است؟
و یک نکته!
شاید در ابتدا اینکه نمایشگاهی ۵۰ درصد تخفیف داشته باشد ذهن مارا به این سمت ببرد که یقینا ناشران دغدغه کتابخوان کردن مارا داشته اند ولی وقتی دقیق تر بررسی می کنیم ؛ لابه لای این کتابها، با کتابی از جنس اندیشه، فکر، چالش و نیازهای جوان امروزبر نمی خوریم!
به نظرتان داستان شبیه جوراب های سه تا هزار قدیم نیست؟! که ما قربانی فروش بیشتر شویم(ایجاد تقاضای کاذب) و در نهایت سود بیشتری نصیب ناشران محترم شود؟
اگر اینطور نیست، پس چرا هروقت اسم تخفیف می آید با این دست کتابها مواجه می شویم؟
به نظرتان کدام سرنخ را نباید رها کرد؟ کارهایی از جنس رزومه و گزارش کاری برای مسئولین محترم یا
تغییر ذائقه دانشجو و تامین نشدن نیازهایش در این دست نمایشگاه ها؟؟
اصلا سعی کنیم قضاوت نکنیم
اما ذهن من یکی که بیشتر از این قد نمی دهد!!