:بزرگترین مصائب امروز جنبش دانشجویی از مدیران و مسئولانیست که نه تخصص دارند و نه تعهد.
امروز اگر عَلـَم تحرک و تعالی حرکتی جنبش های دانشجویی بر زمین مانده،یکی از موانع بسیار مهم و حیاتی سر این راه، همین نامتخصصان ِ نامتعهد است. آن هایی که جایگاه به دست آمده شان نه آن جایگاهیست که باید در آن حضور داشته باشند. جایگاهی که این روزها ملعبه ی دست سیاست کاران و سیاست بازان (و نه سیاسیون و نه نخبگان سیاسی مملکت) شده است. جایگاهی که همچون گوی رقابت در میان خود دست به دست می کنند.
نسل دانشجوی امروز ثابت کرده است به مراتب توانمندتر از بسیاری از این مدیران گزینشی و مصلحتیست. نسلی که محروم مانده و بازوان قدرتش و گام های اراده اش و بال های اندیشه اش زیر حکم ها و مهرهای این نامدیران، به لجن زارهای یأس و انفعال کشیده شده است.
مرگ شایسته سالاری تحت سیطره ی زرسالاری و زورسالاری و منفعت سالاری های عده ای کج اندیش که خود را پشت نقابی از جمهوری اسلامی پنهان کرده اند. در یک دست گل و در دست دیگر تبری به دست گرفته و ریشه های انقلاب را نشانه رفته اند. آن ها کهبویی از انقلاب نبرده اند خود را پشت انقلاب پنهان می کنند و این ها همان غده های بدخیم مملکت اسلامی و تاریخ اسلام بوده و هستند.
درود به قلم زدن های چمران و قدم های چمران،مومن ِمتخصص ِمتعهد ِ جمهوری اسلامی. درود به مردانی چون او که نقاط عطفی در زدودن زنگارها از تصویر مبهم شایستگی بوده و هستند.
امروز چمران ها و رجایی ها و بهشتی ها از صدر مملکت اسلامی کنار زده می شوند، زیر نگاه های سیاست زده ی دول مختلف غریب می مانند و از سوی دیگر چمران ها و رجایی ها و بهشتی های خفته در بطن نسل جوان روزگار نیز به خواب فرمایشی امر می شوند؛
هرچند “چمران” ها و “رجایی” ها و “بهشتی” ها هیچگاه به خواب نرفته و از عرصه تاثیرگذاری و خدمت پا پس نخواهند کشید.
سید منصوره موسوی