اولین مواجهه ی بیرونی برای شناخت هر تشکیلات، بررسی نام آن و سپس شناخت اعضای تاثیرگذار در روند تشکیل و ادامه ی فعالیت آن است. شوراهای صنفی-رفاهی همانگونه که از نامشان پیداست محدوده ی فعالیتشان امور دانشجویی داخل دانشگاه است. بازخوانی آیین نامه ی سابق و جدید شوراها نیز موید همین قضیه است اما در عمل به دانشگاه تهران که میرسیم اوضاع کاملا متفاوت میشود. تبدیل شوراهای صنفی دانشکده ها و پردیسها به سازمان تشکیلاتی با ایدئولوژی جریانات چپ اتفاقی بود که از دوسال پیش به طور مکرر به ریاست دانشگاه تذکر داده شد اما آنقدر تذکرات ناشنیده گرفته شد تا پس از دوسال این خود دانشگاه باشد که برای حل معضل این جریان دست به دامان دانشجویان شود. ناگفته نماند در این روند علاوه بر وجود مطالبه ی بحق صنفی در دانشگاه، رد پای اساتید نزدیک به وزارت علوم هم دیده میشد.

حلقه ی اصلی شوراهای صنفی دانشگاه تهران حاصل فرآیند رسمی شدن مناسبات جریان چپ داخل دانشگاه است. جایی که ساختار زیرزمینی و غیر رسمی این جریانات با هماهنگ شدن نیروها در دانشکده ها، حضور و بازتولیدشان در شوراهای صنفی قوت گرفت و عملا کار را به جایی کشاند که معاونت فرهنگی دانشگاه از الفاظی چون تشکل جعلی یا جریان بی شناسنامه از آنها یاد کند. فعالیت شوراهای صنفی در دانشکده ها نتایج مثبتی را هم بهمراه داشته اما از اصل روند بوجود آمده نباید غافل شد.

فراهم کردن فضایی برای تجمیع و اتحاد نیروهایی که از اساس با اصول نظام و قانون اساسی ضدیت دارند از یک سو و عدم پاسخگویی مناسب دانشگاه نسبت به فضای بوجود آمده از سوی دیگر، عملا نشانگر وادادگی مسوولین دانشگاهی در قبال اتفاقات فکری است که داخل دانشگاه دارد رخ میدهد. در حالی که تا قبل از روی کار آمدن هیات رییسه جدید دانشگاه این جریان به خود اجازه ی برگزاری تجمع نمیداد و نهایتا اعضای فعال آن در دانشگاه از تعداد انگشتان دو دست هم فراتر نمیرفت.

از ۱۶آذر سال گذشته تا امروز ۴ تجمع بزرگ در دانشگاه ترتیب دادند که بازتاب این تجمعات نیز فضایی خلاف واقعیت دانشگاه را بهمراه داشت. در حالی که اعضای اصلی ۵ تشکل بزرگ دانشگاه خود را ملزم به رعایت قوانین دانشگاه و قانون اساسی کشور میدانند، این گروه تمام قواعد و قوانین موجود را کنار گذاشته و صرفا به خواسته های خود توجه دارند و اغراض خود را سرلوحه ر فتار خود قرار میدهند. این مسیر تا جایی ادامه پیدا میکند که در تجمع دانشگاه تهران در حالی که مسوولین تشکلهای اسلامی و لیدرهای اصلی آنها فعالانه در صحنه حضور داشتند، حلقه ی اصلی جریان چپ-صنفی به دور از صحنه ی اعتراضات، صرفا تعدادی از دانشجویان را تحریک کردند و خودشان در اعتراضات حضور نیافتند. همین امر نشاندهنده ی آنست که این جریان نه تنها دغدغه ی دانشجویی ندارد، بلکه در برهه ای که دانشجو دغدغه ی آنها را بنا به شرایط دانشگاه و کشور میپذیرد دانشجو را همراهی نمیکند.

طنز تلخ ماجرا جاییست که این جریان داعیه ی مفاهیمی را دارد که قرابتی با اعمال و رفتار همین حلقه ی اصلی ندارد. از آزادی بیان صحبت میکند اما گفتگو که از اصول اولیه ی آن است را با برگزاری تریبونهای یک سویه و فریاد های اعتراض یک طرفه به زیر سوال میبرد. از عدالت سخن به میان می آورد اما در تجمل و اشرافیگری از دانشجویان سبقت میگیرند. به خصوصی شدن دانش و پولی شدن دانشگاه میتازند درحالی که شهریه های ماهانه شان مرتب پرداخت میشود.

این روزها در کشور و جریانات انقلابی صحبت از فتنه ی عدالت است و البته بعید نیست در جریانات چپ هم صحبت از همین باشد. افرادی که نه دغدغه دانشجو دارند نه گفتارشان با عملشان یکسان است گرد و خاکی بپا کرده اند تا در غبار آن خود را پنهان کنند. در این میان همین افراد قهرمانهای پوشالی دانشجو و سرداران جبهه عدالت جهانی میشوند بدون آنکه دردی از دانشجو دوا کنند یا در راستای تحقق عدالت راستین گامی برداشته باشند.

سیدمحمدعلی رئیس‌الساداتT دبیر انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران