بچه‌اش را از دست داده بود. از اهل حق بود. می‌گفت: «خدا خودش داده، خودش هم گرفته است. امانت بود دست ما. بلای طبیعی است دیگر.» حیران مانده بودم که چه می‌گوید. این همه معرفت را چه‌جور تحصیل کرده است. یک‌میلیونیوم معرفت این پیرمرد اهل سرآورار نجفی دشت ذهاب را آن کسی که در تلگرام دروغ فوروارد می‌کند، داشت به این سیاه‌بختی که امروز افتاده، نمی‌افتاد. خارج‌نشین بیچاره که تا همین ماه قبل همه زورش را برای تسری رفراندوم کردستان عراق به ایران و اختلاف‌افکنی میان ایرانی‌ها می‌زد، حالا برای اینکه میان مردم با نهادهای جمهوری اسلامی اختلاف بیندازد، کار دیگری می‌کند: «آمار کشته‌ها بالاست نظام اعلام نمی‌کند/ سپاه محموله‌ها را به سوریه می‌فرستد/ زلزله نبوده و آزمایش هسته‌ای بوده و…» و تا دل‌تان بخواهد از این شایعات؛ شایعاتی که روی مردم منطقه هم می‌تواند اثر بگذارد به‌طوری که حتی آنهایی که هم چادر هلال‌احمر، هم نیروهای ارتش و هم بولدوزر سپاه را به وقت کمک‌رسانی سر آوارهای خود دیده‌اند هم خیال کنند واقعا خبری است.

وسط کار در روستاهای زلزله‌زده و در حالی که مشحون از شوق و شور خارج از توصیف مردم استان‌های مختلف برای امدادرسانی بودم و نیسان‌نیسان و خاور خاور، اقلام و کمک‌های مردمی را می‌دیدم، چندتایی توریست زلزله هم دیدم که به قصد سلفی آمده بودند. در یکی از روستاهایی که زندگی جریان داشت و خدا را شکر، کسی هم آسیب ندیده بود، یکی از همین توریست‌ها دستش را روی تکمه رکورد گذاشته بود و خودش روی فیلمی که از بخش‌های تخریب‌شده می‌گرفت، حرف می‌زد و می‌گفت: «صددرصد روستا تخریب شده و همه مردمش زیر آوارند.»

برگشت من را دید. یک‌دقیقه‌ای با سکوت نگاهش کردم. سوار خودروی شاسی‌بلندش شد و رفت؛ رفت که رفت. حتما آن فیلم را هم روی کانال تلگرامی یا جایی به اشتراک گذاشته تا در کنار بقیه فیلم‌ها و تصاویری که قرار است بگویند «نظام هیچ کاری برای مردم نمی‌کند»، شیر شود. اما همه این کلیپ‌ها و فیلم‌های تقطیع‌شده یا واقعیت‌های نصفه و نیمه‌ای که زلزله کرمانشاه را روایت کرده‌اند، چه تعدادند؟ ۱۰تا، ۱۰۰تا، ۱۰۰۰تا؟ چندتا؟! آیا تعدادشان به صدهاهزار چادری که سپاه و هلال‌احمر در مناطق زلزله‌زده توزیع کرده‌اند، می‌رسد؟ به مجموع چندمیلیون خدمتی که در بیمارستان صحرایی و هلال‌احمر و آشپزخانه‌های سپاه و ارتش و امنیت نیروی انتظامی و آواربرداری تجهیزات مهندسی مجاهدان مخلص سازندگی و هزاران… ارائه شده است، چطور؟ اصلا قابل مقایسه است؟ خدماتی که تا امروز به زلزله‌زدگان شده است با چهارتا فیلم و کلیپ دچار خدشه می‌شود؟

به‌عنوان شاهد عینی، روستایی ندیدم که مردم در آن حضور پیدا نکرده باشند. از اولین ساعات اعلام نیاز و کمک، ابتدا همسایگان استان کرمانشاه که به محل زلزله نزدیک‌تر بودند و بعد از جاهای دیگر آمدند و کمک کردند. لباس گرم، چادرهای موقت و تا دل‌تان بخواهد آب، انواع کنسروها، لباس برای کودکان، لوازم بهداشتی برای زنان و چراغ‌های گرم‌کننده و عروسک برای کودکان و…

کمک‌هایی بود که مردم تا آنجا که از دست‌شان برمی‌آمد به سرپل ذهاب و ثلاث باباجانی و نقاط دیگر فرستاده بودند. این شور، فراموش اهالی کرمانشاه نمی‌شود. این که کردها ایرانی‌ترین قوم این مرز و بومند، ثابت شد و حالا جان یک ایران شده است کرمانشاه. اما چرا باید جمهوری اسلامی که ضامن این تمامیت ارضی و تجمیع همه اقوام ایرانی است، فحش‌خورش ملس شود؟ ارتش، سپاه، هلال‌احمر و دیگر نیروهای اجرایی مخلص، فارغ از سیاسی‌کاری‌ها و سوءمدیریت‌ها دارند کار می‌کنند. خدمتی را هم که آنها انجام می‌دهند با هیچ کمک مردمی قابل قیاس نیست؛ چراکه نیاز به مقدماتی دارد که از پیش فراهم شده باشد. اگر فقط می‌شد برای مردم توضیح داد که توزیع چندصدهزار چادر و آواربرداری از چندصد روستا طبیعتا دستگاه و نهادی فراتر از «کمک‌های مردمی» می‌خواهد، شاید این وضعیت آشفته در شبکه‌های اجتماعی نسبت به دستگاه‌های مسئول اتفاق نمی‌افتاد. حال اینکه فردا که همه از مردم عادی تا بازیگران غیرعادی، به شهرهای خودشان بازگردند چه کسانی در کنار زلزله‌زدگان خواهد ماند؟ جز سپاهی که قرار است خانه و مدرسه بسازد، جز آن نیروی جهادی که قرار است راه بسازد و راه انتقال آب را باز کند؟ جز آن ارتشی که قرار است امنیت نقطه حساس و نوار مرزی را تامین کند؟ همه بازمی‌گردند، همین ارتش، بسیج و سپاه می‌مانند؛ همین‌هایی که روستاییان سرپل ذهاب، ثلاث،  قصرشیرین و دالاهو «برادر» خطاب‌شان می‌کنند، در کنار مردم می‌مانند و خانه‌هایشان را آباد می‌کنند. این را نوزادی که در بیمارستان صحرایی به دنیا می‌آید و امید را معنا می‌کند، بیشتر از رسانه معاند آن‌ور آب می‌فهمد!

 

محمدرضا کردلو عضو اسبق شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل