بسم الله الرحمن الرحیم
ونُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ

همینک که در طلیعه چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی ایران قرار داریم به این درک و باور رسیده ایم که شعار ها و مفاهیم انقلاب،عین ذات انقلاب است و نمی تواند از آن جدا باشد.

برپایی عدالت، بازگشت به کرامت انسانی،حفظ استقلال ملی ، آزادی مطبوعات ،ازبین بردن رانت،نابودی طبقه اشراف حکومتی در جامعه و شعارهایی از این قبیل هویت و وجود انقلاب را می سازد.

۱_طبیعی است که به دست آوردن این ارزش ها در بستر زمان رخ می دهد،بنابراین انقلاب در یک نقطه رخ نداده است و می توان گفت این انقلاب استمرار دارد.
۲_نگاهی دوباره به شعارها این فهم را ایجاد می کند که طراحی و برقراری این ارزش ها الزاما محدود به مرزهای جغرافیایی نیست.
۳_اگر فرد و یا جریانی انقلاب را تمام شده اعلام می کند،باید گفت دشمنی خود با هویت و اصل انقلاب را اعلام کرده است.
دراین بین جنبش دانشجویی مسلمان،با درنظرگرفتن چشم اندازهای بلند انقلاب اسلامی که باید خارج از ساختارها و جریان های قدرت نظام تعریف شود،استراتژی خودرا،نقد ساختاری حکومت قرار دهد واجازه استحاله از درون انقلاب را ندهد.

اگر امروز یک نماینده مجلس حقوق نجومی را حق خود می داند،اگر وزیری به خودروی یک میلیاردیش می بالد،اگر ساختار حکومتی نظام،قبیله ای و براساس ازدواج های اشراف در رأس نظام تعریف می شود،اگر ماهانه باید خبر تعلیق و لغو مجوز مطبوعات آزاد در کشور را بشنویم،اگر راهبرد دولت در سیاست خارجه موجب تهدید مرزهای هویتی و نیز مرزهای جغرافیایی ما می شود و…نشان دهنده آن است که این انقلاب مستمر است و هنوز پایان نیافته است.