تکرار پر بسامد مضامین انقلابی و به طور خاص عبارت ” انقلابی بودن ” در کلام امام خامنه ای نشانگر  روبرویی این مضمون با خطر جدی تحریف و انحراف است. هر چند عقلانیت انقلابی به عنوان پارادایم اندیشه ورزی عناصر انقلاب اسلامی امروز بیش از هر زمان دیگری می درخشد، ولیکن قسمتی از این گفتمان که در تقابل با گفتمان مادی گرایی قرار میگیرد این روزها به شدت مورد سایش است. گفتمان مادی گرا مبتنی بر عقل ابزاری و عمل تکنوکرات از آن جهت که اصالت را به عمل می دهد نه ایدئولوژی، به شدت تهدیدکننده ی گفتمان اصیل انقلاب اسلامی است. هر چند این سایش گفتمانی آن جا شدید می شود که بین ایدئولوژی و منافع مادی تضاد و تزاحمی پیش بیاید ولیکن این تفاوت عمل در تک تک اعمال عناصری که وابسته به این گفتمان باشد بروز دارد .

به طور مثال در کنش عنصر تکنوکرات، در بستر سیاست خارجی، صرف تعامل و همگرایی اصالت دارد اما به این نکته توجهی ندارد، که اصالت دادن به همگرایی موجب نقض استقلال و ایجاد وابستگی می شود. در حوزه ی تعاملات خارجی تا هضم شدن در ساختار های بین المللی و تن دادن به هر خواسته ای اعم از محدود کردن توان دفاعی کشور، خودتحریمی، توقف پیشرفت های علمی  در فناوری های نوین و… هم پیش می رود.

یا در سیاست های داخلی، عنصر تکنوکرات صرفا به توسعه سخت افزاری کشور می اندیشد، اما نسبت به اینکه این شکل از توسعه چه تاثیری بر زیست بوم فرامادی اجتماع می گذارد و طبقات مستضعف جامعه را با چه مشکلاتی مواجه می سازد، بی توجه است.

شاهد مثال این قضیه اتفاقات دوران سازندگی است، که از یک سو شاهد توسعه ی سخت افزاری کشور در حوزه جاده سازی، سدسازی و در پی گرفتن سیاست های اقتصادی لیبرال و از سوی دیگر شاهد گسترش فساد اقتصادی در کشور، اشرافی گری مسوولین در آن مقطع زمانی و تغییر ارزش های اجتماعی و تبدیل شدن جامعه به یک جامعه مصرف گرا در طول زمان هستیم.

البته زمانی که ناکارآمدی این گفتمان در عمل مشخص می شود و بی سابقه ترین تورم تاریخ جمهوری اسلامی در همان مقطع زمانی اتفاق می افتد، مسئول تکنوکرات وقت در واکنش به فقر فزاینده طبقات ضعیف مردم ادعا میکند: له شدن عده ای از مردم زیر چرخ های توسعه امری اجتناب ناپذیر است!

هر چند این مثالی جزئی از این سایش گفتمانی بود ولی خواننده ی متفکر میتواند تک تک این مصاف های گفتمانی را در عصر حاضر پیش روی خود مجسم کند و تفاوت عملکرد عناصر این دو گفتمان و نتایج آن را ارزیابی کند. حال تصور کنید شرایطی در کشور فراهم شود که عقلانیت انقلابی مهجور شود و مهره های قدرت انقلاب اسلامی در پارادایم تکنوکرات عمل کنند، حال چیزی از ماهیت و حقایق اصیل انقلاب اسلامی باقی می ماند ؟

آیا انقلاب اسلامی، با گفتمان تکنوکرات می تواند مرحله دولت اسلامی را پشت سر بگذارد و به سر انجام تمدن نوین اسلامی برسد؟

آیا انقلابی بدون عقلانیت انقلابی می تواند عهد های خود را با مستضعفین جهان به سرانجام برساند؟