در پی آنچه امروز در دنیا مشاهده می شود، این است که قدرتها و نظام های مدعی انصاف و حقوق بشر، هیچ انصاف و عدالتی را جز در حیطه سیاست های تنگ و محدود و ظالمانه خودشان ملاحظه و مراعات نمی کنند. یکی از بارزترین نمودهای آن مقوله تقابل ظلم پذیری و استکبار در جهان است.

مسأله استکبار در دنیا با تعاریف جدید و گوناگونی همراه است و آنچه که واضح و مبرهن است این است که از زمان صدر اسلام و پیامبر اکرم (ص) با توجه به اسناد تاریخی و روایاتی که موجود است همه جوانب آن مطرح است. در دولت هایی که عده ای دم از عدالت ، انصاف و مباحث حقوق بشر و انسانیت می زنند باید دید که چگونه در جهان پای جنگ و خونریزی و ظلم به مظلومان جهانند.

در قرآن آنچه مورد بحث قرار گرفته و کلام الهی می باشد مربوط به همین بحران ظلم پذیری و استقامت مظلومان در جهان است. آنچه خدا در قرآن برای مسلمانان متذکر شده در گوشه ای از تفسیر آیه (إِنَّ اللَّهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ وَالإِحسانِ وَإیتاءِ ذِی القُربىٰ وَیَنهىٰ عَنِ الفَحشاءِ وَالمُنکَرِ وَالبَغیِ ۚ یَعِظُکُم لَعَلَّکُم تَذَکَّرونَ) آمده است که قطع به یقین انسان را از ستم به مظلومان نهی کرده و متذکر شده اگر غیر از این صورت گیرد چه عواقبی را به دنبال خواهد داشت.

در تقابل نظام اسلامی با استکبار و بحران ظلم پذیری و استقامت، نقطه مقابل آن ملت ها نیستند، بلکه استکبار اصلی ترین و پرهزینه ترین مسأله موجود در بین آحاد مردم است و اگر نتوانیم با آن مبارزه کنیم ریشه ی آن در تمامی بدنه یک جامعه اسلامی منتشر خواهد شد.

در پی آن انقلاب در اعتراض به استکبار و عوامل استکبار در ایران به‌وجود آمد و بعد از آن در همه جا گسترش یافت، اینکه امروز در مواجهه با استکبار و مصادیق آن نظام سلطه را زیر سوال می بریم و محکوم می کنیم خود نشان از روحیه جهادی دارد و اما اینکه عده ای قلیل در کنار آنها به بحث و مذاکره می پردازند خود جای بحث دارد.

امروز برای همه کاملا مشخص است که چه کسانی و چه دولت هایی از حامیان استکبار جهانی در دیگر کشورها مرتکب جنایات و کشتار مظلومان هستند. برای آنکه کلیات بحث قابل فهم و درک باشد طبق فرمایشات رهبری و نص صریح قرآن، مبارزه با ظلم و استکبار پایانی ندارد و همچنان ادامه خواهد داشت و امروز آمریکا اتم مصادیق استکبار است. نظام های جعلی و کودک کش رژیم صهیونیستی و آمریکا دو نمونه بارز از مصادیق بحران ظلم و استقامت مظلومان جهان است.

مبارزه‌ی با استکبار در انقلاب اسلامی و در میان ملّت ایران یک حرکت معقول و منطقی و دارای پشتوانه‌ی علمی است، برخلاف آنچه بعضی میخواهند وانمود بکنند که این یک حرکت شعاری است، متّکی به منطق و عقلانیّت نیست، اما بعکس حرکت ملّت ایران یک حرکت متّکی به منطق است. از دین و آیه‌ی قرآن و آنچه وعده الهی است «اَشِدّآءُ عَلَی الکُفّار» و «رُحَمآءُ بَینَهُم» و صرف نظر از همه جدال ها «قاتِلوا اَئِمَّهَ الکُفر» باید عملی شود.

مجموعه همه این دستگاه های سیاسی و سرمایه داری ، شرکت ها و کمپانی های بزرگ که اکثر آنها هم صهیونیست هستند نمونه شاخص آن آمریکاست.اگر امروز ندای “مرگ بر آمریکا” در جامعه طنین انداز می شود قطعا این دارای یک محتوای فکری عظیم است و برخاسته از فکر و دشمنی ما با ظلم و استکبار است اما آنچه مطرح است در شعار مردم منظور اطاعه کلام دشمنی همه مردم جهان با ظلم و زورگویی و استکبار و هر نظام سلطه ای که بخواهد یا نقش استعماری داشته باشد یا نقش استکباری و بخواهد هم چهره ی خوبی از خود نشان دهد و هم در جایی دیگر با مجموعه زر و زور و تزویر بخواهد حکمفرمانی کند و عده ای بی گناه و بدون تسلیحات را به کشتن دهد.

از مبانی انقلاب اسلامی و موضوعات مطرح شده یکی از راهکارهای مبارزه با بحران ظلم پذیری و استقامت مظلومان جهان این است که در مقابل بحران های داخلی چگونه عمل خواهیم کرد؟ چه برنامه هایی می تواند به حل آن کمک کند؟ شاید اگر امروز مشکل بحران های مجموعه های کوچک و قلیل استکباری در حوزه اقتصادی، فرهنگی و سیاست خارجه حل نشود قطعا و بدون شک نخواهیم توانست در مقابل استکبار جهانی قد علم کنیم و با طرح استراتژی های نظام سلطه در دنیا مبارزه کنیم.

کشتار مسلمانان در کشمیر و حمله وحشیانه رژیم آل سعود به مردم یمن و بحرین و بی عدالتی های سازمان ملل و چشم پوشی هایی که صورت می گیرد ، کشتار مردم مظلوم و بی گناه نوار غزه بدست نظام  کودک کش اسرائیل و ایجاد یک فضای پرتنش در منطقه ، مداخله در امور سوریه و حمله نظامی و حمایت از سازمان های جاسوسی و تروریستی همه و همه در زیر سایه استکبار جهانی و به دنبال آن سکوت دولت های اروپایی و قدرت های جهان نشان از ضعف و حقوق بی بشری است که تنها دلیلی برای ایجاد مبارزه با مستکبرین و بحران ظلم پذیری و به دنبال آن ظلم ستیزی و قاعده نفی سبیل است.

حضرت امام(ره) مبتنی بر این آیات و روایات متعددی که در نفی پذیرش ولایت کفار و مستکبر آمده، آنهایی را که بدنبال مذاکره و کنارآمدن با دشمنان خدا هستند را به عنوان خائن معرفی می کند. ایشان با صراحت در نفی هرگونه سازش با استکبار جهانی فریاد بر می آورد:

«کسی تصور نکند که ما راه سازش با جهانخواران را نمی دانیم. ولی هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند!… اگر بندبند استخوانهایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالای دار برند، اگر زنده زنده در شعله های آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستی مان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت برند هرگز امان نامه کفر و شرک را امضا نمی کنیم»