به بهانه ی ندای پشیمانم پشیمانم سلبریتی ها مینویسم باشد که همگی عبرت گیریم!!

در ایام انتخابات موجی در بین مردم شکل گرفت که سالهاست به عمق فکر و سبک زندگیِ مردم سرایت کرده و شیوعش هم به وسیله ی همین مردمِ مبتلا انجام میشود.

جریانی موسوم به سلبریتی سالاری.
جریانی که اگر یک سلبریتی در توئیتر یا مجازی خانه ی اینستاگرامش مضحک ترین حرف را منتشر کرد، یک عده گوش اهل زمین و ۷ آسمان را کر کنند که؛ “میدانی فلانی توی اینستاگرامش چی گفته؟” و یک کلیک برای بازنشرش و….. ناگهان تمام فضای مجازی پر شد از نطق گهربارِ فلان سلبریتی!

حالا ما که با نشرش مشکلی نداریم(!) مسئله اصلی ما این است که برخی از سر حد بازنشر هم فراتر رفته و به لحاظ فقهی!نظری!عملی!ظاهری!باطنی! و… از اینها الگو میگیرند و آن هم چه الگوی؛ اسوه الحسنه!!
برای مثال؛ هنرمندی(شما بخوانید هنرمندنما) فتوا میدهد شوهر خواهر محرم است! ، بدنبال آن کمپینِ شوهر خواهر محرم است راه می افتد، بعد از آن هم کمپینی راه می افتد با عنوانِ کمپین حمایت از کمپین شوهر خواهر محرم است !! گمان میکنم این میزان نفوذ کلام را رهبران سیاسی جهان هم نداشته باشند تا چه رسد که به اعتبار ناشکیل ترین حرفشان هم چندین و چند کمپین راه بیفتد!! و دل و روده ی رساله ی توضیح المسائل از این فتوا به هم بپیچد!!

در این میان فریاد و فغان بر آنهایی که چشم به دهان این سلبریتی ها دوخته اند که هر صحبتِ نامبارک و بنجلی از دهان نامبارکشان خارج شد، به گوش جان بسپارند و البته برای دیگران هم دیکته کنند که خوب توی گوششان فرو برود!

حالا هم که دادوقالِ پشیمانم پشیمانمِ شان بلند شده و عده ای از همین مردمِ مبتلا به تبِ سلبریتی سالاری هم به ندامتشان بابت رای دادن به یک کاندیدای ریاست جمهوری معترف شده اند، شور و شعف به دل راه مدهید که؛ “دیدین گفتیم؟؟”. حقیقتا اگر بخاطر فراگیریِ موج سلبریتی سالاری جامه بدرید رواست! که همین مردم آلوده به ویروسِ سلبریتی پرستی، فردا روزی، اگر فلان هنرمند نما از فلان آقا و آقازاده حمایت کرد و هشتک زد و توئیتر را منور کرد، مثل یک بچه ی خردسال پشت سرشان تاتی تاتی میکنند و حرفشان را تکرار میکنند و راهشان را میروند و اگر آن هنرمندنما هم از راهِ حمایت برگشت، اینها هم به طریقِ تقلید برگردند و ۶دانگِ انرژی شان را برای نقضِ نظر قبلیشان صرف کنند.

نهایت همه ی این ها باید بگویم مشکل ما تقلید از سلبریتی ها نیست، مشکل ما تقلید است.
انگار یادنگرفته ایم خودمان را در قالبِ فرهنگ ایرانی و دینی مان تعریف کنیم و مدام میخواهیم خودمان را توی چارچوبِ ساختگیِ فلانی و بهمانی جا بدهیم، حتی شده بزور!

یادنگرفته ایم این مغز را آک بند نگه نداریم و سلولهایش را بکار بگیریم وکمی فکر کنیم و خودمان تصمیم بگیریم. برای همین راحت ترین راه را انتخاب میکنیم یعنی تقلید. و چه کسی بهتر از سلبریتی های خوش آب و رنگِ خوش تیپِ مرفهِ معروف، تا از سبک زندگیش تقلید کنیم؟
فرهنگ ایرانی اسلامی مان هم که فرت!!

این تب سلبریتی سالاری سالهاست که قربانی میگیرد، گرچه واکسن و درمانش در دسترس است و در داروخانه های زندگی و جامعه مان پیدا میشود آن هم بدون نسخه، اما کمتر کسی به خودش زحمت میدهد برای پیشگیری یا درمانِ این مرضِ همه گیر اقدام کند.

درمانش هم تفکر و تطبیق خودمان با معیارها و چارچوبهای اخلاقی و عقلانیِ فرهنگ ایرانی اسلامی مان است، اگر عبرت گیریم و بصیرت به خرج دهیم که هر چی میکشیم از بی بصیرتی ست!!!

خانم جانکی – انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه جندی شاپور اهواز