امروز۳۰آبان۹۵ به مناسبت اربعین حسینی مراسم عزاداری هیئت های دانشجویی از سراسر کشور برگزار شد؛آنچه در ادامه می خوانید تجربه یک نیم روز است که برای من تبدیل به خاطره ای فراموش نشدنی شد،البته من تجربه دیدار دانشجویی امسال(در ماه مبارک)را هم داشتم،که شیرینی آن دیداررا هنوز در خاطر دارم،اما آنچه باعث جذابیت این مراسم ها(که در حسینیه امام خمینی(ره)ودر محضر رهبر انقلاب برگزار می شود)شده،سادگی فضای حسینیه و ظاهر خود آقا است؛فضای حسینیه با دیوارهای گچی بدون رنگ ولعاب وآجرهای معمولی و درهای ساده و تک رنگ و زیلوی همیشگی آبی که همه ی حضار باید روی آن بنشینند(همان زیلویی که آقا در اولین سخنرانی شان در ساختمان(بخوانید کاخ!!)جدید حرم امام به آنجا هدیه کردند)چه در دیدار با اقشارمردم و دانشجویان و چه در دیدار با مسئولان ودیگر اقشار؛به شخصه نمونه ی چنین جلساتی را که دانشجویان از اقشار مختلف جامعه بتوانند در شرایط یکسان با مسوولین در جلسه ای حضور پیدا کنند و(در دیدار های دانشجویی)بتوانند چنین تعاملی با رهبر خود داشته باشند(فرصت سخنرانی نمایندگان تشکل های دانشجویی در حضورآقا)را در تاریخ سراغ ندارم؛خود آقا هم که جدای از بیان گرم و صمیمی(خصوصا در دیدار با جوانان و دانشجویان)باقبای معمولی که چندین سال است در دیدار های مختلف با آن حاضر می شوند،فضای ساده و درعین حال جذاب حسینیه را تکمیل می کرد و تداعی کننده سیره حکومت امیر مومنان علی_علیه السلام_بود.در آنجا آنچه باعث جذابیت هرچه بیشتر فضا گشته تلفیق دو عنصر بزرگی و عظمت  و در عین حال سادگی و بی پیرایگی است،در آن فضا و بادیدن آن صحنه ها در ذهنم یادآوری می کردم خاطرات بازدید از کاخ های دوران پهلوی و قاجار را،با آن همه زرق و برق و کنگره های عظیم ،لباس های نظامی پر از نشان و ستاره،در آنجا انسانی ضعیف النفس خود را وصله ی عظمت ظاهری لباس و در و دیوار می کرد اما در این جاروح با عظمت انسانی بزرگ است که هر آنچه وصله ی او می شود(به او نسبت داده می شود)را بزرگ می کند.
ای کاش مسئولین نیز این سیره ی آقارا الگوی خود قرار می دادند.چه بسااگر این اتفاق می افتاد و مسئولین محترمی که پشت تریبون به صورت طوطی وار بیانات ایشان را تکرار می کنند و مدعی ولایت مداری هستند و از تهاجم فرهنگی،اقتصاد مقاومتی،اصلاح الگوی مصرف،سبک زندگی و سایر واژه های مشابه که از دهان بزرگواران نمی افتد سخن می رانند،در ترویج فرهنگ سادگی و بزرگواری در جامعه پیشتاز بودند و خوددر این عرصه السابقون بودند و مسابقه ی دنیا پرستی نمی گذاشتند طبق روایت”الناس علی دین ملوکهم”بین مردم به این صورت روحیه ی دنیاپرستی و تنوع طلبی و…(که اصلی ترین حربه ی تمدن غرب برای تهاجم فرهنگی به سایر ملت ها و نابودی فرهنگ های بومی بوده و هست)واحساس ضعف و عقب ماندگی در زندگی مادی نبود.و بدون صرف وقت و بخشنامه و هزینه های کلان در جهت کار های فرهنگی کم اثر(یا بعضا بی اثر)هم می شد آثار و برکات بیشتری را در ترویج سبک زندگی اسلامی،اقتصاد مقاومتی و…. درجامعه دید.