• امروز : جمعه - ۴ تیر - ۱۴۰۰
  • برابر با : 16 - ذو القعدة - 1442
  • برابر با : Friday - 25 June - 2021
0

مدرس، مدرس بود

  • کد خبر : 1578
  • ۰۸ آذر ۱۳۹۴ - ۱۶:۵۵
مدرس، مدرس بود

وقتی به میدان بهارستان تهران می رسی آنچه بیش از همه خود نمایی می کند، مجسمه میانه میدان است که روحانی بر منبر نشسته و دست خود را به حالت عتاب به جمعیت بلند کرده است. مجسمه مردی که هر کس بخواهد فردی را به عنوان یک نماینده الگو مثال بزند اسم او را بر […]

وقتی به میدان بهارستان تهران می رسی آنچه بیش از همه خود نمایی می کند، مجسمه میانه میدان است که روحانی بر منبر نشسته و دست خود را به حالت عتاب به جمعیت بلند کرده است. مجسمه مردی که هر کس بخواهد فردی را به عنوان یک نماینده الگو مثال بزند اسم او را بر زبان می آورد؛ »سید حسن مدرس«!
مدرس روحانی بود، مجتهد طراز اول حوزه، آیت ا… . اما در وانفسای اتفاقات پس از مشروطه و روی کار آمدن رضاخان، مثل خیلی از روحانیون دیگر که گفتند: «سیاست و مملکت داری چه به کار ما» و رفتند و به دروس حوزه پرداختند نبود. مدرس در روزگاری که روشنفکران و تحصیل کرده های فرنگ، تمامی منصب های حکومت پهلوی را گرفته بودند و نسخه غربی شدن را برای این مرز و بوم و مردمانش می پیچیدند و مدام دم از جدایی دین از سیاست می زدند و می گفتند: »احترام علما واجب ولی آنها به درس حوزه خود مشغول باشند و ما به اداره کشور«، سکوت نکرد و گفت: »سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست«.
مدرس ساده زیست بود. آن قدر ساده زیست که اتاق پذیرایی خانه اش را یک زیلوی ۱۲ متری کفاف می داد. تنها نماینده ای بود که از ماهیانه دویست تومان حقوق نمایندگی، به برداشت شش تومان اکتفا می کرد. شش تومان هم در آن روزها کمی پول نبود. مع الوصف پس از پرداخت اجاره بهاء خانه استیجاری و تأمین معاش زاهدانه خانواده و حوزه بیشتر از این حقوق را بین فقرا تقسیم می کرد. خودش می گوید: »اگر شما هم بار خود را سبک کنید و توقع را کم نمایید، آزاد می شوید… باید جان انسان از هر گونه قید و بندی آزاد باشد تا مراتب انسانیت و آزادگی خویش را حفظ نماید. پدرم همیشه می گفت کسی که به افراد در خورد و خواب عادت نکرده باشد و تنور شکم را دم به دم نتافته باشد، در برابر زور تسلیم نمی شود، و در برابر زر و مال دنیا اسیر وسوسه نمی گردد.«
مدرس نماینده ملت بود. سوگند یاد کرده بود که منافع ملی و عزت کشور را فدای منافع شخصی اش نکند. قسم خورده بود که استقلال کشور را در برابر زیاده خواهی های استعمارگران و مستکبران عالم حفظ کند. وقتی قرارداد ننگین ۱۹۱۹ توسط میرزا حسن خان وثوق الدوله –نخست وزیر وقت- با دولت استعمارگر انگلستان بسته شد و با توجه به این قرارداد کلیه تشکیلات نظامی و مالی ایران به صورت انحصاری تحت نظارت دولت انگلستان قرار می گرفت و به ازای آن دولت بریتانیا مبلغی را به صورت قرض در اختیار دولت ایران قرار می داد، فریاد اعتراض خود را در مجلس بلند کرد و در نطقی انقلابی گفت: »هی آمدند و به من می‌گفتند که این قرارداد کجایش بد است؟ بگویید تا برویم اصلاح کنیم. من جواب می‌دادم آن چیزی که در این قرارداد بد است همان ماده اولش است که می‌گوید ما (انگلیس) استقلال ایران را به رسمیت می‌شناسیم(خنده نمایندگان). این حرف مثل این است که یکی بیاید و به من بگوید سید، من سید بودن تو را به رسمیت می‌شناسم. این قرارداد استقلال مالی و نظامی ایران را از بین می‌برد چون اگر بخواهیم ایران مستقل بماند باید همه چیزش در دست ایرانی باشد… اما این قرارداد یک دولت خارجی را در دو چیز مهم مملکت ما شریک می‌کند: در پولش و در قوه نظامی‌اش، این دلیل اصلی مخالفت من با این قرارداد است«. جواب نماینده انقلابی مردم به نخست وزیر خائن قاجار که مدام می گفت انگلیسی ها در این قرارداد به ما پول می دهند، این بود: »آقای وثوق! اشتباه کردید. ایران را ارزان فروختید«. مدرس آن قدر از دست نمایندگان وطن فروشی که موافق این قرارداد بودند گله مند بود که در ابتدای کار مجلس چهارم ملی با اعتبار نامه آنان به شدت مخالفت کرد و مانع تصویب اعتبارنامه برخی از آنان شد.
مدرس شجاع و بی پروا بود. آن قدر شجاع که در مجلس خطاب به رضاخان گفت: »رضا قلدر«!. وقتی ترس و واهمه تعدادی از نمایندگان مجلس از رضاخان را دید با نطقی کوبنده و تهییج کننده، نمایندگان مجلس را شوراند: »اما امنیت، امنیت در مملکت است، منتهی به دست کسی است که اغلب ما ها از او خوشوقت نیستیم. چرا در پس پرده حرف می زنید؟ مگر شما ضعف نفس دارید؟ چرا حرف نمی زنید و دل خودتان را می لرزانید؟ مگر می ترسید؟… ما که از رضاخان ترسی نداریم. چرا حرف خودمان را در پرده بگوییم؟ باید بدون ترس و بی پرده گفت، ما که قدرت داریم سلطنت را تغییر بدهیم، قدرت داریم رئیس الوزراء را عزل کنیم، رضاخان را هم تغییر می دهیم«.
مدرس مرد عمل بود. پس از کودتای ۱۲۹۹، وقتی فهمید که رضاخان تحت لوای حکومت جمهوری به دنبال برقراری حکومتی دیکتاتوری و خودکامه است، طرح حکومت جمهوری اش را در مجلس رد کرد. آن قدر عمل گرا بود که وقتی بی قانونی های رضاخان به اوج خود رسید طرح استیضاحش را در مجلس مطرح کرد و رضاخان و کابینه اش را به مجلس کشاند.
مدرس اهل بیان و منطق بود. نطق هایش در مجلس چنان کوبنده و قاطع بود که هر شخص و گروهی را مقهور توانایی خودش می کرد. آن چنان قوی که رضاخان هم در ماجرای استیضاحش، ترس تمام وجودش را فرا گرفته بود و با آن که مدرس و یارانش در اقلیت بودند، برای فرار از استیضاح گروهی از ارازل و اوباش و نظامی ها را جلوی مجلس جمع کرد تا شعار »مرده باد مدرس«را سر دهند و مدرس در جواب آنها فقط یک جمله گفت: »اگر مدرس بمیرد دیگر کسی به شما پول نخواهد داد«. این منطق چنان رضاخان را عصبانی کرده بود که در جلسه استیضاح قصد کتک زدن مدرس را داشت که نزدیکانش او را کنترل کردند. می گویند در آبان ماه ۱۳۰۵، وقتی مدرس به دست مزدوران رضاخان ترور شد، نماینده ویژه رضاخان وقتی بالای سر پیکر خونین مدرس رسید، مدرس پاسخ داد: »به کوری چشم دشمنان هنوز زنده ام!«
و امروز قریب به ۸۰ سال از شهادت مدرس می گذرد. اما سیره و منش و روش زندگی سیاسی اش همچنان زنده است. اگر مدرس امروز بود نمی گذاشت که در مجلس در عرض ۱۵ دقیقه برای ۱۵ سال کشور تصمیم بگیرند. اگر مدرس امروز بود مصالح کشور را فدای پست و مقام ها و باقی ماندن در ورطه قدرت نمی کرد. اگر مدرس امروز بود جلوی رانت خواری ها و فساد های آقازاده های گردن کلفت را می گرفت.اگر مدرس امروز بود میلیارد ها تومان صرف تبلیغات انتخاباتی اش نمی کرد. اگر مدرس امروز بود در مقابل مخالفت نمایندگان در تصویب طرح نظارت بر نمایندگان مجلس موضع گیری می کرد. اگر مدرس امروز بود در قبال عاشقان و دلباختگان به غرب سکوت نمی کرد و انقلابی بودن را نشان آن ها می داد.
مدرس، مدرس بود! درس می داد، درس نماینده ملت بودن. درس حق الناس بودن رای مردم. زندگی سیاسی مدرس شاخص ها و ویژگی های یک نماینده انقلابی را معرفی کرد. درس های مدرس ذو ابعادی بود. هم برای مردم بود و هم برای منتخب مردم. هم برای این که مردم بهترین انتخاب را داشته باشند و هم برای این که نمایندگان بهترین عملکرد را. به راستی که مدرس، مدرس بود.
 * دبیر اسبق سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان سمنان
لینک کوتاه : https://news.mostaghel.ir/?p=1578

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از بررسی در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی توهین، تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.