به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، علی دهقانی دبیر انجمن اسلامی مستقل دانشکده فنی دانشگاه تهران طی یادداشتی در مورد عدم استراژی مشخص در وزارت نفت در مسائل گازی نوشت: عملکرد وزارت نفت با وجود فرصت های مناسب پیرامون کشور جهت تجارت گاز و تجارب گذشته در این زمینه و همچنین نظرات کارشناسان مربوطه نتیجه می‌دهد که در کشور و به تبع آن در وزارت نفت برنامه و راهبرد کلان و مشخص برای نه فقط صادرات گاز بلکه در حالت کلی برای استفاده از ذخایر گازی کشور وجود ندارد و این خلاء عامل بسیاری از نقص های قراردادهای گذشته است.

متن کامل این یادداشت در ادامه آمده است:

«در چند سال اخیر شاهد مناقشات زیادی بر سر قراردادهای گازی بوده ایم که به دلیل ایرادات فراوان اعتراضات زیادی را بر انگیخت و در مواردی منجر به خسارات مالی زیادی نیز گردید.به علاوه معلق ماندن برخی اقدامات در راستای فروش گاز به همسایگان و در مواردی از دست رفتن فرصت فروش  گاز به آن ها ، ابهاماتی جدی درباره راهبرد وزارت نفت در قبال ذخایر گازی را پیش روی ما قرار داده است.

اوایل دهه هشتاد قرارداد گازی موسوم به کرسنت با شرکتی اماراتی منعقد شد که بعدها به دلیل اختلاف قیمت در فروش گاز به سایر همسایگان و نیز مسائلی دیگر، پای ایران به دادگاه کشیده شد و تا سال‌ها بعد نیز بحث بر سر این قرارداد ادامه داشت و هنوز هم دارد. قراردادی که در نهایت خسارات مالی سنگینی به کشور تحمیل کرد.

در ماه های اخیر نیز قراردادی موسوم به IFLNG با شرکتی نروژی در حال انعقاد بود که به دلیل ضعف‌ها و ایرادات جدی و فراوان، صدای منتقدان را درآورد و در نهایت با فشارهای زیاد در مجلس رد شد و به تصویب نرسید و فعلا لغو شده است.

اما چه می‌شود که همواره قرادادهای گازی پرمناقشه و اغلب زیان بار و دارای ضعف ها و خلل فراوانی هستند؟ بر چه اساسی این قراردادها بسته می‌شوند؟خریدار گازی از بین متقاضیان با چه معیاری انتخاب میشود و قیمت فروش چگونه تعیین میگردد؟آیا اصلا برنامه وراهبردی برای پاسخ به سوالات فوق وجود دارد؟

عملکرد وزارت نفت با وجود فرصت های مناسب پیرامون کشور جهت تجارت گاز و تجارب گذشته در این زمینه و همچنین نظرات کارشناسان مربوطه نتیجه می‌دهد که در کشور و به تبع آن در وزارت نفت برنامه و راهبرد کلان و مشخص برای نه فقط صادرات گاز بلکه در حالت کلی برای استفاده از ذخایر گازی کشور وجود ندارد و این خلاء عامل بسیاری از نقص‌های قراردادهای گذشته است و به دلیل رقابتی بودن بازار گاز هم اکنون نیز این خلاء باعث می‌شود فرصت‌های منطقه‌ای زیادی از دست برود که می‌توان در این باب مثال های متعددی ذکر کرد.

کویت که از مرزهای ایران بیش از ۳۳۰ کیلومتر فاصله ندارد، نیاز مبرمی به گاز دارد بالاخص برای اینکه نیروگاه‌های خود را از جهت خوراک تامین کند. اما کویت با وجود فاصله کم از ایران، قرار دادی ۱۵ ساله با شرکت شل برای واردات گاز مایع بسته است در جالی که  با هشیاری مسئولان کشور و اعمال شرایط مناسب برای فروش گاز به کویت از طریق خط لوله ، میتوانست شرایط متفاوتی رقم بخورد و ایران سهم مهمی در فروش گاز به کویت داشته باشد.

خط لوله صلح که هم اکنون بخش زیادی از آن از طرف ایران اجرا شده است اما به دلایلی از جمله فشار آمریکا بر کشور پاکستان از جانب این کشور دچار تعلل بوده است در حالی که قرار بود از ال ۲۰۱۴ اجرایی شود و روزانه ۶۰میلیون فوت مکعب  به پاکستان گاز صادر شود. از طرف دیگر خط لوله ای موسوم به «تاپی» که مخفف اسامی کشور های ترکمنستان ، افغانستان ،پاکستان و هند میباشد با سرمایه گذاری عربستان و حمایت آمریکا در حال اجراست که تا دو سال آینده تکمیل خواهد شد و از این  طریق رقیبی برای خط لوله صلح است که قرار بود گاز هند وپاکستان را تامین کند. علاوه بر مزیت اقتصادی ،از جهت امنیتی نیز این خط لوله برای این حائز اهمیت است. با توجه به تنش های سیاسی بین آمریکا و پاکستان و از طرف دیگر کمبود زمان ، این خط لوله نیز اقدام جدی طرف ایرانی برای احیای مجدد را می طلبد.

در قبال برخی دیگر از همسایگان مثل ترکیه نیز هم اکنون بین ایران و روسیه رقابت برای فروش گاز وجود دارد که در آن  طرف ایرانی باید رابطه درستی با روسیه تعریف کند و بداند که به عنوان همکار می‌خواهد در برابر روسیه ظاهر شود یا رقیب و کدام نقش به سود ایران می‌باشد؟ و از طرف دیگر جنبه های  امنیتی سیاسی  تامین گاز ترکیه توسط ایران نیز بر اهمیت موضوع افزوده است که لزوم داشتن برنامه و استراتژی در قبال این همسایه را نیز نشان میدهد.

همه این فرصت‌ها مستلزم آن است که ایران راهبرد کلان و مشخص و از پیش تعیین شده ای برای صادرات گاز داشته باشد تا در چنین فرصت هایی با دور نگری نقش درست و دقیقی بازی کند چرا که گاز منبع استراتژیکی محسوب میشود که نه فقط از جهت اقتصادی بلکه از جهات امنیتی سیاسی نیز باید روی آن حساب کرد. البته نبود متولی ثابت و دست به دست شدن مسئولیت در زمینه تجارت گاز از شرکت نفت به شرکت گاز نیز از دیگر ایرادات ساختاری موجود است که با تعیین متولی ثابت باید اصلاح شود.

البته نبود استراتژی تنها در صادرات گاز نیست و برنامه مشخصی در زمینه مصرف داخل نیز وجود ندارد. یعنی وزارت نفت مشخص نیست که از میان گاز تولیدی، چه مقدار را برای مصارف داخلی چون خوراک پتروشیمی ها و یا برای تزریق در مخازن و خوراک صنایع گاز بر و با چه شرایطی اختصاص میدهد یعنی برنامه و استراتژی کلانی در این زمینه نیز وجود ندارد.در صورتی که اگر برنامه مشخصی وجود داشته باشد میزان انتظار ایران از صادرات و مصرف داخلی خود و اولویت آنها مشخص میشود و با برنامه ای محاسبه شده و جذب سرمایه گذار میتوان تولید گاز را با اهداف مشخص افزایش نیز داد.

ایران بزرگترین ذخیره گاز جهان را در اختیار دارد و در سند چشم انداز بیست ساله نیز ایران باید در افق  ۱۴۰۴ ده درصد از سهم تجارت گاز جهان را به خود اختصاص دهد. بنابر این  ضعف های فراوان در قرارداد های کنونی و خسارات زیاد تحمیلی از جانب چنین قراردادهایی و همچنین از دست رفتن فرصت های مناسب منطقه‌ای و نیز نیل به هدف مشخص شده در برنامه چشم انداز، و استراتژیک بودن گاز از جهت سیاسی و امنیتی و اقتصادی، همه و همه ایجاب می‌کنند که متولی ثابتی در این زمینه در نظر گرفته شود وبرنامه و الگویی برای قراردادها معین گشته و به تصویب برسد و  استراتژی کلان در این خصوص تعریف شود تا ایران از این حالت تعلیق و بی برنامگی خارج شده و با برنامه ای عملیاتی در زمینه گاز، به سمت اهداف خود حرکت به جلو داشته باشد.»