*به نظر شما دانشگاه چه قدر فضا را برای فعالیت تشکلها و گروههای دانشجویی فراهم کرده؟
چند نکته را بای توجه کرد، یکی اینکه در حال حاضر دانشگاه به جای آنکه بر جامعه تأثیر گزار باشد از جامعه تأثیر می گیرد. یکی از مسائلی که داخل کشور رخ داده بحث فردگرایی هست مثل مساله کمک به کرمانشاه که کمک ها حول افراد شکل گرفتند. چنین اتفاقی می تواند خیلی آسیب زا باشد من جمله به حاشیه بردن کار تشکیلاتی  و گروهی. چنین مساله ای در دانشگاه هم نمود پیداکرده طوری که فضای دانشگاه از کار تشکیلاتی و کار جمعی فاصله گرفته متأسفانه؛ اما از طرفی اصلاح چنین مساله ای هم باید از داخل دانشگاه شروع بشود درواقع اساتید و به خصوص اساتید علوم انسانی اگر می خواهند بر فضای کشور تاثیرگزار باشند و اصلاح کنند قطعا باید از داخل دانشگاه شروع کنند؛ متأسفانه داخل دانشگاه تهران چنین اتفاقی نمی افتد.
از طرفی مسئولین باید فضا را برای فعالیت تشکل ها و گروهها فراهم کنند که این اتفاق هم متأسفانه حداقل در مورد تشکلهای سیاسی به بدترین نحو ممکن رخ می دهد. چیزی که ما شاهد آن هستیم قول کمک از جانب مسئولین به طور لفظی هست که در بسیاری موارد عملی نمی شود، احتمالا ً یکی از دلایل این اتفاق، اختلاف سلیقه ی شورای نظارت و هیأت ریاست دانشگاه و دانشکده ها هست، همین مساله کار را برای فعالیت های تشکیلاتی سخت کرده طوری که بعضا برخی تشکل ها از داشتن یک دفتر هم محروماند.
چنین وضعیتی باعث شده برخی تشکل ها و گروهها برای فراهم کردن امکانات و شرایط فعالیتها به مجموعه های خارج از دانشگاه رو بیاورند که همین می تواند استقلال فعالیت های دانشجویی را زیر سؤال ببرد آزادی عمل را از تشکل ها بگیرد. البته این مشکلات مختص دوره ریاست دکتر نیلی نیست اما متأسفانه در این دوره قوت گرفته.

*در کل کادر مدیریتی دانشگاه نسبت به برنامه های تشکیالتی چه عملکردی دارند؟ فراهم کردن تسهیلات یا ایجاد محدودیت؟
نکته ای که داخل دانشگاه تهران وجود دارد و نیاز به توضیح دارد که امیدواریم به گوش مسئولین برسد، این هست که ریاست دانشگاه تهران بیشتر اوقات داخل دانشگاه حضور ندارند و در مأموریتهای خارجی به سر میبرند، به نظرم همین مساله باعث ایجاد خلأ مدیریتی شده. مثلا معاونت فرهنگی_که مسئولیت اصلی مدیریت تشکلها با ایشان هست_ در غیاب ایشان قول همکاری می دهند اما عملا اتفاقی نمی افتد. از طرفی باید یک تعاملی شکل بگیرد بین مسئولین دانشگاه مثل نهاد رهبری و ریاست، در وهله ی بعدی بین مسئولین دانشگاه و دانشکده و در وهله سوم بین مسئولین دانشکدهای و تشکلهای دانشکدهای؛ که این اتفاق هم متأسفانه نیفتاده طوری که عدم همکاری و هماهنگی مسئولین نهادها در دانشکده هایی که ما آنجا دفتر نداریم، بلکه حتی در دانشکده هایی که حضور داریم هم برای ما مشکل آفرین است و کسی هم پاسخگو نیست. علیرغم وضوح قانون در این مسائل هرکدام از مسئولین توپ را به دیگری پاس می دهند!

*در خصوص همکاری دانشکده ها هم توضیح بدهید؟
دانشکده به دانشکده فرق می کند، اما در کل یک خلأ قانونی حس می شود آن هم اینکه وقتی یک تشکل دانشگاهی از دانشگاه مجوز اجرای یک برنامه را می گیرد این باید در کل سطح دانشگاه قابل اجرا باشد، طی روزهای اخیر ما برای دو برنامه مجوز داشتیم از دانشگاه و این به دانشکده ها هم ابلاغ شده بود اما دانشکده ها با این توجیه که هماهنگی مناسبی از سمت دانشگاه با ما صورت نگرفته از برگزاری برنامه جلوگیری کردند. فلذا بیش از آنکه بحث همکاری دانشکدهها مطرح باشد باید قوانین و روشهایی که در دانشکده ها پیاده میشود را قاعده مند کرد تا سلیقه ٔ شخصی اعمال نشود.
همکاری دانشگاه عمدتا بیش از دانشکده ها بوده مثلا داخل دانشکده فنی و علوم اجتماعی متأسفانه رابطه خوبی بین معاونت فرهنگی و تشکل ما وجود ندارد و همکاری آنطور که باید صورت نمی گیرد، البته دانشکده هایی هم هستند که همکاری می کنند مثل مدیریت و جغرافیا اما به هرحال نیازمند این هستیم که همه دانشکده ها حول یک قانون واحد عمل کنند.

*این ترم چه برنامه های سالنی داشتید؟ آیا اجرا شدند یا خیر؟
برنامه ۱۳ آبان انجمن به دلیل کنسل کردن قرار از طرف مهمان مدعو منتفی شد، برای ۱۶ آذر یک سری توضیحات را بگویم ابتدا، بین سالن های پردیس مرکزی سه سالن برای چنین برنامه هایی قابل استفاده است، شهید چمران، فردوسی و عالمه امینی کتابخانه مرکزی. در جلسه با معاونت فرهنگی و شورای نظارت به این نکته اشاره شد و با توجه به اینکه تشکل های اصلی ۵ تشکل هستند پیشنهاد هایی داده شد که یا برنامه ها در دو روز برگزار بشوند یا اینکه قرعه کشی صورت بگیرد که از طرف دانشگاه با هیچکدام از این پیشنهادها موافقت نشد و حتی قول دادند که تالار علامه امینی را هم در اختیار تشکل ها قرار بدهند اما بعدا این مساله هم منتفی شد، در نتیجه امکان برگزاری مراسم از ما سلب شد و در کمال تعجب اعالم شد که به جز روز ۱۴ آذر در هیچ روز دیگری در پردیس مرکزی مجوز برنامه به این مناسبت داده نخواهد شد! علاوه بر این معاونت فرهنگی استدلال کردند که دو تشکلی که بیشترین عضو را دارند یعنی بسیج و انجمن اسلامی باید دو سالن بزرگ دانشگاه را در اختیار داشته باشند؛ اما متوجه این مساله نیستند که سالن را به اعضا اختصاص نمی دهند به فراخور مخاطب برنامه سالن تخصیص می گیرد طوری که ما در سالهای گذشته برنامه هایی داشتیم که با کمبود فضا مواجه شدیم.
به ناچار ما مجوز برگزاری برنامه ۱۶ آذر را برای سالن شهید مطهری دانشکده علوم اجتماعی گرفتیم اما متأسفانه علیرغم هماهنگی های شورای نظارت با دانشکده، ریاست دانشکده شخصا اجازه برگزاری مراسم را نداد.
برنامه بعدی به مناسبت ۹ دی بود که از حدود دو هفته قبل پیگیری هایش انجام شد و مجوز هم از طرف دانشگاه دریافت شده بود اما دو روز قبل از برنامه دانشکده فنی اعالم کرد خود دانشکده قصد برگزاری برنامه در سالن را دارد و مجددا امکان برگزاری برنامه از ما سلب شد.
اتفاق ناخوشایند دیگری که رخ داد، بعد از لغو برنامه ۹ دی توسط دانشکده، طی ارتباطی که با دبیر مجمع آرمان داشتیم_ که از قبل به ما اعلام شده بود تالار رجب بیگی در اختیار این تشکل خواهد بود_ متوجه شدیم به آنها هم اعلام شده جامعه اسلامی در تالار رجب بیگی برنامه خواهد داشت و عکس همین مطلب هم به جامعه اسلامی اعلام شده بود! این بازی مسئولین با تشکل ها نه چیزی هست که وجهه قانونی داشته باشد و نه در شأن آنهاست.

*راجع به اجاره دادن سالن ها نظرتان رو بفرمایید:
این اتفاق نامبارک دیگری هست که در دانشگاه تهران رخ می دهد، یک زمان از نهادهایی صحبت می کنیم که خارج از محیط دانشگاه هستند و صرفا می خواهند از امکانات دانشگاه استفاده کنند برای مقاصد خودشان، اجاره دادن تحت چنین شرایطی قابل قبول هست؛ اما اجاره دادن سالن ها به تشکل هایی که مجوز فعالیت داخل دانشگاه رادارند آنهم به این بهانه که شما داخل دانشکده ما دفتر ندارید، به هیچ وجه پذیرفته نیست. چون پروانه فعالیت تشکل ها بر اساس اساسنامه ای است که به دانشگاه داده می شود و تشکلی که در دانشگاه برپا شد، دفاتر تشکلها دفاتر دانشگاهی هست نه دفاتر دانشکدهای و دانشکده ها هم زیرمجموعه دانشگاه هستند نه اینکه نهاد جدایی باشند از دانشگاه. این هست که شاهدیم باوجود مجوز شورای نظارت مبنی بر برگزاری برنامه ی تشکلها_ که حتی ساعت و مکان هم در مشخص شده_ دانشکده ها با این بهانه که تشکل در آن دانشکده دفتر ندارد یا ممانعت می کنند از برگزاری برنامه و یا اقدام به دریافت هزینه می کنند، مثل دانشکده های علوم و ادبیات؛ در چنین شرایطی وقتی دانشگاه هم بودجهای در اختیار تشکلها قرار نمی دهد عملا ً آنها را سوق می دهد به تحت حمایت درآمدن گروه های خارج از دانشگاه برای تأمین هزینه هایی که بعضا خود دانشگاه آنها را تحمیل کرده مثل همین اجاره سالن.

*برای حل یا پیگیری مشکلات به وجود آمده چه اقداماتی داشتید؟
ما قصد داشتیم از همان ابتدا با وزارت علوم و هیئت نظارت مرکزی وارد گفتگو بشویم در مورد این اتفاقات اما خود دانشگاه به ما گفتند این مسئله را داخل شورای نظارت خود دانشگاه مطرح کنید و پیگیری خواهد شد که چنین اتفاقی هم افتاد و ما مساله را داخل شورای نظارت مطرح کردیم، بررسی هم شد و تقریبا تک تک اعضای شورا هم بابت چنین اتفاقاتی ابراز نارضایتی کردند اما هم چنان بعداز این جلسه هم اتفاق مثبتی نیفتاد چه در قالب دلجویی کردن چه جبران خسارت مالی که به ما وارد شد، حتی بعداز این جلسه مجددا چنین مساله ای در دانشکده فنی برای ما رخ داد_برنامه ۹ دی_ فلذا بنا داریم انشاالله  از طریق وزارت علوم و شورای نظارت مرکزی به طورجدی پیگیر این مسائل باشیم.