• امروز : جمعه - ۲۸ خرداد - ۱۴۰۰
  • برابر با : 9 - ذو القعدة - 1442
  • برابر با : Friday - 18 June - 2021
0

«مرگ بر آمریکا» از معارف شیعیان حضرت روح الله است / هیچ کارگزار و دستگاه دولتی برآمده از رأی مردم نخواهد توانست مقابل آن بایستد

  • کد خبر : 454
  • ۳۱ مرداد ۱۳۹۴ - ۹:۲۰
«مرگ بر آمریکا» از معارف شیعیان حضرت روح الله است / هیچ کارگزار و دستگاه دولتی برآمده از رأی مردم نخواهد توانست مقابل آن بایستد

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «مستقل»؛ متن این بیانیه به شرح ذیل است: بسم رب الشهدا والصدیقین قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُم بِوَاحِدَهٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى مقدمه انقلاب اسلامی ایران اگرچه متفاوت ترین انقلاب قرن و در واقع متفاوت ترین رویداد تاریخ ۱۴۰۰ساله در جهان تشیع و جهان اسلام است، اما امروز پس از گذشت […]

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «مستقل»؛ متن این بیانیه به شرح ذیل است:

بسم رب الشهدا والصدیقین

قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُم بِوَاحِدَهٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى

مقدمه

انقلاب اسلامی ایران اگرچه متفاوت ترین انقلاب قرن و در واقع متفاوت ترین رویداد تاریخ ۱۴۰۰ساله در جهان تشیع و جهان اسلام است، اما امروز پس از گذشت سی و هفت سال علیرغم پیشرفت های گسترده در همه حوزه سیاسی، اقتصصادی، فرهنگی و اجتماعی هنوز با آن آرمانهای متعالی که خون نزدیک به سیصدهزار شهید برای تحقق آنها اهداشده است، فاصله دارد.

انقلاب اسلامی ایران موفق ترین انقلاب قرن است، اما هنوز به پیروزی نرسیده است. امام امت در وصیت نامه سیاسی الهی خود که مانیفست نظام جمهوری اسلامی است می فرماید: «اینجانب هیچ گاه نگفته و نمی گویم که امروز در این جمهوری به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل می شود»

همین بیان کوتاه فرق ماهوی رویکرد بنیانگذار انقلاب را با غالب رهبران سیاسی دنیا مشخص می کند. خط امام که در ادامه با رهبری رهبر انقلابی و عزیز برای مردم نمایان شده است، هیچ گاه منطبق بر شعارهای دست نیافتنی برنامه ریزی برای هدایت انقلاب نکرده است که همیشه یک واقع بینی نتیجه زمان شناسی که ویژه ولایت فقیه است در تصمیم گیری ها و هدایت انقلاب دخیل بوده و هست. شعارهای متعالی از سوی رهبران انقلاب اسلامی در ایران همیشه، همراه با یک واقع بینی و زمان شناسی بوده است که غالب رهبران سیاسی در دنیا فاقد آن بوده اند.

انقلاب اسلامی ایران، حال و در گذار از دهه چهارم خود یک نظام موفق را تثبیت کرده است. جهان امروز، ایران را نه به عناوین ادعایی توخالی دوران پهلوی که آن را با واقعیت هایی می شناسد که در گفتار رهبران سیاسی دنیا از آن به «تاثیرگذار» تعبیر می شود.

ایران تاثیرگذار، حال قدرت اول منطقه است و در جهان حرف برای گفتن بسیار دارد.

با این حال همانطور که گفته شد هنوز به همه آرمانهای اسلام عزیز دست نیافته است و اشخاصی از روی عقده و جهالت کار شکنی می کنند، در لباس دوست خنجر از پشت می زنند، فتنه می کنند و انقلاب را تا لبه پرتگاه می آورند. حساب این جماعت اقلیت جدای از ملت، همیشه از ملت جدا بوده و هست. فتنه ۸۸ یک نمونه اش!

عقب گرد و فتنه انگیزی لیبرال ها در سیاست، حضور منافقین در حوزه های اقتصادی و مانور تجدید نظر طلبان در حوزه های فرهنگی و اجتماعی به عقیده ما امروز چالش اصلی انقلاب است. همه اینان امروز با تحریف امام(ره)، مقاصد مضر خود را دنبال می کنند. امام را واتیکانیزه و کانالیزه شده نشان می دهند تا هرآنچه خودشان دوست دارند به امام دلها نسبت دهند. امامی که حتی یک جمله متشابه ندارد، امروز توسط فرقه ها و جناح هایی که بدعهدی خود را به انقلاب و امام نشان داده اند، مصادره می شود تا مگر جریانی که سالها پیش با فرستادن امام خمینی (ره) به موزه می خواست اندیشه های انقلاب را به تاریخ بسپارد، بتواند با رویکردی جدید «خمینی» را از انقلاب حذف کند! اما حاشا که فرزندان معنوی حضرت روح الله میدان خالی کنند.

واما بعد

اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاههای سراسر کشور به عنوان بخش مهمی از جریان دانشجویی مسلمان، امروز به ۱۶ امین نشست سالانه خود رسیده است. مواضع و بیانیه ها و فعالیت های اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل که به عنوان بخشی از آحاد ایرانیان خود را بدهکار به انقلاب اسلامی می داند و البته مطالباتی نیز از کارگزاران جمهوری اسلامی دارد، در راستای اصل «نقد حکومت آری، نفی حاکمیت هرگز» مواضع قطعی و گفتمانی خود را درباره تحولات روز کشور در چهار بند اقتصاد، سیاست و فرهنگ و دانشگاه در زیر می آورد.

الف: اقتصاد

استقلال اقتصادی که در چهارچوب نظرات اقتصادی امام به عنوان محور رشد و پیشرفت در نظر گرفته شده است در طول سالیان انقلاب همواره مورد غفلت قرار گرفته است و مدلهای اقتصادی بازار آزاد و لیبرالی جای رویکردهای انقلابی و اسلامی در اقتصاد را گرفته است. اگرچه قصور حوزه و دانشگاه در تدوین و تولید علوم اقتصادی را نباید از نظر دور داشت، اما طمع زیاده خواهان و سرمایه سالاران قطعا یکی از دلایل رشد چشمگیر اقتصاد لیبرالی در کشور است. در این میان آراء اقتصادی انقلاب و امام به حاشیه رانده شد. این روزها موضوع اقتصاد مقاومتی در اظهار نظرها و صحبت ها فراوان از سوی مسئولین در جمهوری اسلامی شنیده می شود، لکن هنوز عمل مشخصی صورت نگرفته است و حداقل آنکه گزارشی از نمود اتخاذ رویکردهای اقتصاد مقاومتی دیده نمی شود.

معیشت مردم به عنوان بارزترین مولفه کارآمدی در طول این سی و هفت سال همیشه طوری بوده است که دشمنان ذاتی این ملت تلاش کرده اند با دستاویز کردن آن ملت را ناامید و مایوس از انقلاب کنند. اگرچه ملت در همه این سالها به یاوه سرایی های دشمنان و منافقین داخلی اهمیتی نداده است و پای کار نظام بوده است، اگرچه ملت یک راهپیمایی و یک انتخابات را هم از قلم نیانداخته، اگرچه در مواقع حساس فقط و فقط این مردم بوده اند که به داد انقلاب رسیده اند و مقابل انحراف انقلابیون اسم و رسم دار ایستاده اند، اما همین مردم از وضعیت اقتصادی ناراضی اند. معیشت مردم در اظهار نظرهای انتخاباتی همیشه در اولویت است، غالب نمایندگان مجلس، روسای جمهور و دیگر متصدیان امور با شعار های اقتصادی سرکار می آیند، اما در عمل اتفاقی برای اقتصاد گویا نمی افتد.

معیشت، عدالت اجتماعی و عدم توزیع عادلانه ثروت دغدغه دیروز و امروز و فردای دانشجویان انقلابی بوده و هست. در دوران ریاست جمهوری آقای روحانی قرار داریم. ایشان در تبلیغات انتخاباتی شان قول دادند چرخ زندگی مردم بچرخد. این روزها و پس از دوسال زعامت امور توسط ایشان سوالهای فراوانی درباره نحوه مدیریت اقتصادی کشور داریم. آیا چرخ زندگی مردم با افزایش ۹۲درصدی واردات می چرخد؟ تولیدملی با ۲٫۵برابر شدن واردات اجناس چینی، یا واردات بی‌رویه پارچه از هند و کاهش چهل درصدی تعرفه واردات اجناس ترک؛ به شدت آسیب دیده است. قاچاق ۵۰ هزار میلیارد تومانی از مبادی رسمی امروز یکی از شواهد ضعف سیستم نظارتی در اقتصاد است. تمسخر «اقتصاد مقاومتی» با واردات گسترده پورشه در دوران تحریم، اظهارات دیگر درباره اقتصاد مقاومتی و صرفا همایش برگزار کردن پیرامون آن را بی اثر می کند. در شرایطی که کشاورزان در شمال و جنوب کشور به واسطه عدم اختصاص بودجه توسط دولت برای خرید محصولاتشان، با مشکلات عدیده مواجه شده اند، وارد کردن کشتی کشتی محصولات کشاورزی از مبادی رسمی و با مجوز وزارت صنعت و معدن سوال برانگیز و تاسف آور است. شکر، برنج و دیگر محصولات کشاورزی در چنین وضعیتی هستند. لبنیات با بخشنامه دولتی و در شرایط گرانی، گرانتر می شود و جالب آنکه تناقض در گفتارهای مسئولین دولتی درباره بخشنامه صادره درباره افزایش قیمت لبنیات رسانه ای نیز می شود. دیپلماسی منفعلانه نفتی موجب شده قیمت نفت به پایین ترین حد خود در چند سال گذشته برسد. درباره آمار پول های آزاد شده ایران هم حرفهای متناقضی زده می شود تا مگر نظارت بر دارایی های خزانه با اخلال روبرو شود. از دوسال پیش هم بهانه بی ادله ی آلاینده بودن بنزین داخل و ضربه به تولید ملی، برای توسعه واردات بنزینی که یورو چهار نبود؛ تنها موجب دلشاد کردن دلالان بنزین و کاسبان این قضیه کرده است. در این میان رفتار دولت در نپذیرفتن و استفاده نکردن از ایده های نوین اقتصادی همچون پیمانهای پولی دوجانبه و چندجانبه؛ که یکی مهمترین راهکارهای بی اثر کردن تحریم ها است توجیهی ندارد. در حوزه اقتصادی اقلیت دلال وارداتچی؛ که بواسطه سودجویی هایش مبلغ کالای غیرایرانی است؛ اقتصاد ایران را با معظل مواجه کرده است و جوانان بیکار شده کارخانه های تعطیل شده؛ امروز از این امر رنج می کشند. مشکل امروز عدم التزام عملی به اقتصاد مقاومتی و بازگشت توسعه تک ساحتی دهه هفتاد است که باعث افزایش فاصله طبقاتی می شود. کنترل دستوری نرخ تورم تبدیل به تنها شاخص برای ارزیابی وضعیت اقتصادی کشور شده درحالی که بسیاری از ظرفیت های اقتصادی کشور خالی و راکد مانده است. در این میان دولت که شعار «اقتصاد مقاومتی» را مدام بر زبان می آورد باید بپذیرد که در میانه یک جنگ اقتصادی تمام عیار نباید از فرماندهانی استفاده کند که به «اقتصادمقاومتی» اعتقادی ندارند، چنانکه در جنگ نیز آنانکه اعتقادی به جنگیدن نداشتند حضور نمی یافتند چه رسد به آنکه سررشته امور را در دست گیرند. تنها علاج مشکلات کشور«اقتصاد مقاومتی» و استفاده از ظرفیت های داخلی است. مسئله ای که شواهد بالا دال بر آن است که توسط دولت نادیده گرفته شده اند.

حقیقتا در مورد مبارزه با مفاسد اقتصادی قوه قضاییه متفاوت تر از دوره های گذشته رویکردی کاملا عدالت طرفانه را پیش گرفته است و امروز هیچ مفسدی در هر مقام و مسئولیتی از چشمان تیزبین عدالت این قوه در امان نیست. برخوردهای سالم این قوه با معاونان دولت قبل، آقازاده ی فاسد یکی از شخصیت های باسابقه نظام در طول این چندماه نشان داده است که به راستی این قوه با احدی تعارف ندارد و عدالت تنها برای ضعفا اجرا نمی شود و آنانکه از رانت و با فساد؛ گردن کلفت کرده اند در دام عدالت این قوه خواهند افتاد.

با این همه اما نگاه منفعت طلب و نفع شخصی عده ای اقلیت باعث پایمال شدن حق اکثریت در بهره مندی از منابع و مزایای انقلاب شده است و این فردگرایی در دستیابی از امکانات، رانتخواری، وی‍ژه خواری، پارتی بازی، تشکیل باندهای ثروت و قدرت، شکاف طبقاتی را به همراه داشته است.

یکی از مسائل مهم فساد اقتصادی که امروز مطرح است ماجرای کرسنت است که بالغ بر ۴۲ هزار میلیارد تومان زیان به بار آورده است. مسئولان باید پاسخ دهند اگر واقعا وزیر نفت از جمله دست‌اندرکاران این قرارداد زیان‌بار محسوب می شود؛ چطور همچنان در مسند وزارت نشسته‌است؟ تا زمانی‌که جناب آقای زنگنه در صدر وزارت قرار نداشت، این پرونده به نفع ایران بود و حکمی مبنی بر جریمه ایران در کار نبود اما با حضور وی در این جایگاه، تاکنون محکوم به پرداخت جریمه چهارده میلیارد دلاری شده‌ایم. آیا انتصاب یک فرد به سمت وزارت نفت با چنین هزینه‌ای-که معادل یکسال یارانه نقدی مردم است- می‌ارزید؟

مشروعیت دادن به جعل اسناد سرباز فراری و ویژه نگاری توسط رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، ادعای خانواده هاشمی درباره دانشگاه آزاد با سیصدهزار میلیاردتومان دارایی، خاک خوردن  قانون دسترسی آزاد به اطلاعات دولتی و قراردادها، زیر میزی گرفتن طبقه مرفهی از پزشکان که وزیر بهداشت به آن اذعان می کند  و … همه از مظاهر فسادی است که نهایتا اقتصاد و امنیت روانی مردم را دچار خدشه می کند. عدم اقدام عملی برای مبارزه با فساد و شکل دهی نهادهای ناکارآمد برای آن منجر به فساد سیستماتیک و ساختاری می شود که اگر جلوگیری نشود با بحران کارآمدی در نظام جمهوری اسلامی مواجه خواهیم شد.

ب- سیاست داخلی و خارجی

در گفتمان جنبش دانشجویی مسلمان “حاکمیت” یعنی دین اسلام، انقلاب اسلامی، اصل جمهوری اسلامی و اصل ولایت فقیه از “حکومت” یعنی روند‌ها و سیاست‌ها، تصمیمات و رفتار حاکمان و کارگزاران، تفکیک می‌شود و جنبش دانشجویی مسلمان با اعتقاد به حاکمیت در برابر حکومت “گفتمان انتقادی” را صورت می‌بخشد. در گفتمان جنبش دانشجویی مسلمان، ضمن اعتقاد راسخ به اصولگرایی و اصلاح طلبی و با قرار گرفتن در موضع منتقدانه نسبت به اصولگرایان و اصلاح طلبان تفکیک مفهومی این دو را نادرست دانسته و آن را محصول استراتژی استحاله نرم افزاری جمهوری اسلامی و در راستای دو قطبی ساختن جامعه به جمهوری خواه و اسلام خواه چپ و راست، آزادی‌خواه و اقتدار گرا می‌دند و معتقد است اصلاح طلبی بدون اصولگرایی نتیجه‌ای به غیر از هرج و مرج و انارشیسم و بستر سازی برای فرصت طلبان نخواهد داشت و اصولگرایی بدون اصلاح‌گرایی به جمود و تحجر منجر خواهد شد و در حقیقت اصولگرایی و اصلاح‌طلبی همزاد همدیگر و غیر قابل تفکیک می‌باشند.

بنابر این اصول اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاههای سراسر کشور در سیاست داخلی همواره معتقد بوده است که در واگذاری امور، در انتخابات ها و … ملاک حال فعلی افراد است. حال فعلی افراد را نه با اصولگرایی و نه با اصلاح طلبی که با «مکتبی بودن» باید سنجید. «مکتبی بودن» نیروهای متعهد به انقلاب مهمترین مشخصه ای است که باید در شناخت جریان های سیاسی محور قرار بگیرد. این اتحادیه به صراحت اعلام می کند که اصولگرایی و اصلاح طلبی مصطلح در جریان های سیاسی موجود را به رسمیت نمی شناسد و این دو تعبیر را «منسوخ»، «تاریخ مصرف گذشته» و «غیرکاربردی» می داند و معتقد است که تلاش دشمنان برای ایجاد دسته بندی ها بیش از این دو گروه همچنان ادامه دارد. حال آنکه برای مردم همواره باید خط امام، انقلاب و ولایت فقیه محور باشد و نقطه مقابل آن یعنی معارضین جبهه انقلاب اسلامی از هر گروه و دسته ای باشند مردود و مطرودند.

چه بسا امروز بسیاری به نام اصولگرایی در منش از اصلاح طلب ها اصلاح طلب ترند و چه بسا اصلاح طلبانی که متعهد به انقلاب و وفادار به ولایت فقیه هستند. در این میان مار خوش خط و خال جریان لیبرال از همه خطرناک تر است.

این جریان در دوران موسوم به اصلاحات، شهید بهشتی را به خاطر تفسیر انقلابی اش از جمهوریت با انواع تهمت ها و توهین ها مورد هجمه قرار می داد و دیگر روز و پس از شکست خوردن تئوری حاکمیت دوگانه، در دوران پسا اصلاحات این شهید مظلوم را «اولین اصلاح طلب» نامید تا مگر با ادعای مصادره انقلاب بتواند، آبروی رفته خود را بازیاید. اینجای کار بود که فتنه ۸۸عمق کینه این جماعت از شهدای مظلوم انقلاب، امام و رهبری را نشان داد و آبرویشان را ریخت. این روزها در سایه دولت دوساله تدبیر و امید این جریان در حمایت همه جانبه از دولت فعال شده اند. جریانی که یک روز وابسته بودن به حاکمیت را عیب و ایراد تلقی می کرد؛ حالا خود نه به حاکمیت که به دولت وابسته است و حیات و ممات سیاسی خود را در دفاع همه جانبه از دولت می بیند تا مگر از نمد دولت اعتدال کلاهی برای خود ببافد. لیبرال ها که امام عزیز مکرر خطر آنان را گوشزد کرده اند، این روزها -برخلاف سالهای ابتدایی رحلت امام که به صراحت با شعارهای انقلاب مخالفت می کردند- ریاکارانه تلاش برای نفوذ در دستگاههای اجرایی کشور را دارند. اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاههای سراسر کشور شکل گیری جریان «نفاق نو» و رخنه این جریان به مناسبات سیاسی پیش رو را هشدار می دهد.

این جریان با تلاش برای شکل گیری توافق به هر قیمتی به دنبال آن بود تا ماهی انتخاباتی خود را بگیرد و البته برای رخداد مهم تر یعنی «ارتباط با آمریکا» بیشتر خوشحال است. روزهای خوشحالی جناح غربگرا که در روزنامه های زنجیره ای بزک کنندگان آمریکا به وضوح نمایان است، نشان می دهد که پالس های مثبت این جریان به طرف غربی برای اراده تغییرات بنیادین در نظام ارزشی ایرانیان به خوبی مخابره شده است تا آنجا که رییس جمهور امریکا با ادبیاتی گزنده با امید به این تغییرات در ایران دلبسته است. وااسفا برای مدعیان خط امام و این آمریکا دوستی. مگر مرده باشند فرزندان معنوی حضرت روح الله که آمریکا به این کشور بازگردد.

واپسگرایان متحجر که تلاش دارند پای آمریکا را به این کشور باز کنند، بی توجه به تجربه های شکست خورده اعتماد به آمریکا از محمدمصدق تا محمد مرسی  به چند خط توافق دلبسته اند حال آنکه در سیاست کلان آمریکایی جز دستیابی به منافع و منابع ایرانیان چیز دیگری تعریف نشده است و شیطان بزرگ با هرگامی ولو یک توافق تلاش برای دستیابی به آن هدف بزرگ را دارد که ان شالله به گور خواهد برد. چرا که سیاست قطعی ایران استکبارستیزی است و به حول و قوه الهی ادامه خواهد یافت. برخی رویکردهای جبارانه در دستگاه دولتی که ان شالله سلیقه ای است و رویکرد کلان مدیران دولتی و شخص رییس جمهور نیست، با برخورد های حذفی حتی شعار «مرگ بر آمریکا» را هم برنتابیدند و به آن حمله ور شدند. عصبانیت این جریان تا دستگیری و بازداشت پخش کننده تراکت های «مرگ بر آمریکا» گویا ادامه پیدا کرد. این جریان ضعیف العقل هم صدا با باراک اوباما نمی دانند که «مرگ بر آمریکا» از معارف شیعیان حضرت روح الله است و سینه به سینه منتقل می شود و هیچ کارگزار و دستگاه دولتی برآمده از رأی مردم نخواهد توانست مقابل آن بایستد چرا که آن هنگام مردم مشت محکمی بر دهان «فتنه گران نو» خواهند زد. با همه ادبیات گزنده رییس جمهور در برخورد با منتقدان راهبرد جنبش دانشجویی مدد به دولت یازدهم در چارچوب گفتمان انقلاب اسلامی است، ما نمی خواهیم دولت یازدهم هم چون دولت سازندگی از نداشتن منتقد مشفق و منصف رنج ببرد.

یکی از مسائل مهم سیاسی کشور انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری است.در انتخابات پیش رو باز هم همان معیار«حال فعلی افراد» ملاک تشخیص است. اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل در سابقه خود نداشته است که از احدالناسی حمایت شخصی نماید و همیشه تلاش کرده است با بیان شاخص ها، به مردم در راستای انتخابی آگاهانه تر، انقلابی تر، متعهدانه تر کمک کند.

مواضع قطعی و گفتمانی این اتحادیه حکم می کند که مردم را در انتخابی صالح یار و یاور باشند و آنانکه در لباس انقلابی و در واقع انقلابی نمایی می کنند را به مردم معرفی کنند. و در انتخابات خبرگان رهبری با هر جریانی که بخواهد این انتخابات را سیاسی کند مقابله خواهد کرد؛ چرا که شأن مجلس خبرگان بالاتر از یک بازی سیاسی و عرصه دستیابی به قدرت است. مجلس خبرگان، میدان قدرت نیست بلکه میدان معنویت، کار برای خدا و حفظ اصول اساسی انقلاب است. مجلس خبرگان مجلسی پاکیزه و عرصه اتحاد کلمه است و به علت وظایف بسیار سنگین خود در موضوع رهبری، اصولاً نمی تواند عرصه دعوا و جنگ قدرت باشد. این اتحادیه در مقابل هر خطی کهبخواهد شأن و جایگاه این مجلس را پایین آورد خواهد ایستاد و در مقابل خطوط غلطی که به شورایی شدن رهبری، یا مدت دار کردن آن می انجامد، موضع گیری خواهد کرد و تئورسین های این خط خطرناک را به مردم معرفی می نماید.

اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل، برخی رویکردهای اعمالی در سیاست خارجی را محکوم به شکست قطعی می داند و افراد مسئول را به درس گرفتن از سابقه بدعهدی غربی ها و به ویژه آمریکایی ها توصیه می کند. عمق این نگاه تحلیلگرایانه سالها بعد خودش را نشان خواهد داد.

متن تهیه شده هسته ای اگرچه با تلاش های متعدد برخی ساسیون منفعت طلب آنطور که باید از ابتدا به درستی در مجلس مورد مداقه و بررسی قرار نگرفت، اما منفعت طلبی جماعت صحنه گردان جریان توافق به هر قیمتی فراموش نخواهد شد. تاریخ بخشی از هیئت رییسه مجلس نهم شورای اسلامی را مقصر اصلی ناکامی های احتمالی پسا توافق خواهد دانست چرا که با تساهل و تسامح و بدون در نظر گرفتن منافع ملی با توافق هسته ای مواجهه کردند. این روزها برای نمایندگان مجلس روزهای امتحان است که می گذرد و همه در پیشگاه حق پاسخگو خواهند بود.

به حاشیه رفتن منطق امام در دیپلماسی و محدود دیدن جهان در آمریکا و چند کشور غربی باعث شده همه ی ظرفیت های دیپلماسی پشت میز مذاکره هسته ای نگه داشته شود! این در حالی است که محوریت خط مقاومت در برابر استکبار، ریاست جنبش عدم تعهد با یک سوم اقتصاد جهان و قابلیت های راهبردی نظام جمهوری اسلامی؛ ابزارهایی در اختیار دولت است اما دولت با این ظرفیت ها چه کرده است؟ دولت مذاکرات را به مسئله اول کشور تبدیل نمود و در مواضع اعلامی سخن از خزانه خالی و عدم توان دفاعی کرد و از آب خوردن و ازدواج جوانان تا ساختن فیلم‌های فاخر را به مذاکرات گره زد و بجای رجز خوانی و قدرت‌نمایی در برابر دشمن-که اقتضای هر مواجهه‌ای دیپلماتیک و غیردیپلماتیک ا‌ست- اظهار به ناتوانی نمود. در دور اوّل مذاکرات تمام داشته‌های قابل چانه‌زنی را واگذار کرده و دل به اقدامات نسیه و دیپلماسی صدقه ای غرب خوش نمود و همه این‌ها درحالی‌ست که طرف غربی قبلا اعلام کرده‌بود که برای اقداماتی بمراتب کمتر و کوچکتر حاضر است امتیازهایی بزرگتر و کلان‌تر بدهد. تطبیق های غلط تاریخی؛ از سوی دولتی ها مکرر سرزد. برخی افراد؛ امروز را به روزهای پایان جنگ و قبول قطعنامه ۵۹۸ و یا صلح حسنی تشبیه می کنند؛ حال آنکه شرایط و توان ایران چه از لحاظ درونی و چه در عرصه بیرونی و همچنین شرایط دشمنان و ضعف آنها این تطبیق ها را زیر سوال می برد. این یک ظلم آشکار به ملت است اگر بخواهیم مردم سیصد هزار شهید داده، مردم نه دی، بیست و دو بهمن، روز قدس و پای کار انقلاب را با جماعت بی وفای زمان امام حسن (علیه السلام) مقایسه کنیم. مروجان نظریه تطبیق دوران فعلی و صلح حسنی بدانند؛ ما کلیدداران عرصه اجرایی را امین و غیور نسبت به انقلاب و رهبری می دانیم، چرا برخی اصرار دارند؛ خود را با یاران خائن و بی وفای امام حسن مقایسه کنند؟ اگر مصلحت و شرایط زمانی؛ ایران را بواسطه پایان دادن جنگ به قبول قطعنامه تحمیلی رساند همان مصالح باعث می شود امروز توافقی را امضا نکنیم که زمینه تسلط اطلاعاتی و امنیتی دشمن را بر ما فراهم کند که سایه جنگ را بر کشور پر رنگ کند. زمینه مشترک هر دو اتفاق؛ هم پذیرش قطعنامه و هم رد توافقنامه بد؛ دفع خطر جنگ است.

ج- فرهنگ

«اول چیزى که بر ملت لازم است و بر دانشگاهها لازم است و بر دانشکده‏ها لازم است و بر همه ملت لازم است این است که این مغزى که حالا شده است یک مغز اروپایى یا یک مغز شرقى، این مغز را بردارند، یک مغز انسان خودمانى، انسان ایرانى- اسلامى، همان طور که آنها شستشو کردند مغزهاى ما را، مغزهاى بچه‏هاى ما را و به جاى مغز خودشان مغز دیگرى نشاندند، ما هم حالا عکس العمل نشان بدهیم و شستشو کنیم مغز خودمان و بچه‏هاى خودمان را و یک مغز اسلامى- انسانى جایش بنشانیم، تا از این وابستگى فرهنگى و وابستگى فکرى بیرون بیاییم. اگر ما از وابستگى فکرى بیرون بیاییم، همه وابستگى‏ها تمام مى‏شود.» امام خمینی(ره)

فرهنگ، هوایی که در آن تنفس می کنیم. علیرغم فعالیتهای گسترده و خودجوش فرهنگی راه تا سرمنزل مقصود انقلاب که از اساس یک انقلاب فرهنگی است بسیار داریم. ۳۷سال از انقلاب گذشته است اما هنوز دانشگاهها، نهادهای فرهنگی و تربیتی و اجتماعی با سیستم ها و روش های غربی مدیریت می شوند. تربیت دینی به شدت در آموزش و پرورش در حال ضعیف شدن است. وانفسای جمهوری اسلامی آنجاست که در ام القرای جهان اسلام برای اینکه فرزندی تربیت دینی بشود، پدر باید تا میلیونها تومان هزینه کند چرا که در مدارس عادی الزامات تربیت دینی وجود ندارد. مدارس و دستگاه آموزش و پرورش در یک بی نظمی عمیقتر از آنارشیسم قرار دارند. دانشگاه نیز به نحوی دیگر. نهادهای فرهنگی دیگر نیز فقط به تعداد کارمندانشان اضافه می کنند. نمازهای جمعه به عنوان مامنی برای فرهنگ انقلابی و ترویج سبک زندگی اسلامی در سکوت فرو رفته اند و برخی رویکردهای شخصی از سوی برخی افراد تنها موثر واقع گشته است. دولتی شدن فرهنگ بزرگترین آسیب را به فرهنگ انقلابی وارد ساخت آنجا که سازمان تبلیغات اسلامی با خرج بودجه های کلان مغایر با ارزش های انقلاب به تولید فیلم و فعالیت در سینما مشغول شد. دیکتاتوری جریان معلوم الحال در فرهنگ هم که تا می توانسته تبر به مبانی فرهنگی انقلاب زده، روز به روز فربه تر می شود. این جریان امروز به یک مافیای قدرتمند شباهت دارد. رانت دولتی برای این جریان کار را به جایی رسانده است که هنرمند انقلابی برای تعیین تکلیف آثارش باید مجوز از کسی بگیرد که هنوز تکلیف خود را با انقلاب مشخص نکرده است. امروز در جمهوری اسلامی با شرایطی روبه رو هستیم که سیستم هم هزینه های آزادی را می پردازد و هم به عدم ایجاد فضای آزادی توسط همین مافیای روشنفکری متهم می شود. جریان معلوم الحال مهم ترین مبادی فرهنگی را در اختیار گرفته است. شورای تصویب فیلمنامه در صدا و سیما، سازمان تبلیغات و سازمان سینمایی و ….معاونت هنری ارشاد به محفلی ترین حالت ممکن مجوز تئاتر های خلاف اخلاق را صادر می کند و خود به نظاره آن می نشیند.

در سینما مسئولان این حوزه از طرفی به ادعای قانونمداری در سینما شب و روز می گذرانند و از طرفی دیگر از اینکه کارگردان هتاک به امام و شهدا را به کار در ایران دعوت کنند، ابا ندارند. سینما حقیقتا حال و روز خوشی ندارد. در حالی که آثار تولیدی فی الواقع یا بی جهتند یا هیچ کمکی به مردم و معیشت و نظامی نمی کنند، به برخی آثار شبانه و محفلی مجوز اعطا می شود. اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل معتقد است در موضوع فیلمهای سینمایی اختیار با قانون است و باید قانون فصل الخطاب باشد. لذا با جمله اعتراضات خیابانی و تجمعات درباره فیلمهای سینمایی که حتی برخی مشکلات اعتقادی و دینی را نیز داراست، مخالف است. قانون باید مورد توجه آحاد مردم قرار بگیرد تا سوء استفاده کنندگان از این قضایا آن را دستاویزی برای تحریک مردم علیه یکدیگر قرار ندهند. از طرفی دولت و نهاد مسئول نیز موظف است از رفتارهایی که محرک احساسات مردم است دوری کند.

درباب برنامه های سیما، روشنفکری بیمار به واسطه رانتی که صدا و سیما و دولت در اختیارش قرار داده اعوجاجات درونی خود را به خورد مخاطب می دهد و گویا کسی را یارای مقابله با آن نیست.

مسئولین صدا و سیما گمان نکنند بدون پرداخت در محتوا می شود با توسعه آنتن مخاطب را پای تلویزیون ملی آورد؛ رسانه ملی با وضعیت موجود به راحتی خود را از صحنه رقابت حذف خواهد کرد. نداشتن برنامه های کیفی، عدم وجود برنامه های ثقیل با نگاه انقلابی که تابلوی صدا و سیما باشد، باعث شده هر روز ریزش مخاطب برای رسانه اتفاق بیفتد و در کنار آن برنامه هایی که سبک زندگی غیردین مدار که به همان انحراف در ارزش ها کمک می کند.

در حوزه خبر و تفسیر آن، رسانه ملی همواره در مرز حاکمیت حرکت می کند حال آنکه مرز رسانه واقعیت است نه حاکمیت! صدا و سیما نباید روابط عمومی حاکمیت باشد. در قضایای هسته با تشکر از همه تلاشهای سازمان، عمق غیر تخصصی بودن صدا و سیما بر صغیر و کبیر نمایان شد. از شادی های بی معنا تا عدم پرداخت های تخصصی و فنی مردم را با یک تلویزیون ناقص در حوزه های تخصصی آشنا کرد. در حوزه خبر بی اغراق بگوییم رسانه های چندساله معاند از صداوسیمای سی و هفت ساله جلوترند. انقلاب های منطقه و تحولات آن هیچگاه به درستی در تلویزیون نمایانده نشدند. این ضعف ها در حالی است که رسانه ملی اتفاقا جایی که باید روابط عمومی حاکمیت باشد و پیشرفت های کشور را که به حمدالله کم هم نیست؛ به تصویر بکشد؛ فشل و کم توان است.

د- دانشگاه

«دانشگاه اگر اصلاح شود، مملکت اصلاح می شود.»حقیقتا چه کلام گوهر باری از امام راحل که امروزه جریان دانشجویی در دانشگاه به حقانیت آن رسیده است. دانشگاه را باید اصلاح کرد و بعد امید به اصلاح کشور باید داشت. دانشگاهغ خانه علم و فناوری است. خانه پیشرفت است. جمع های نخبگانی دانشجویی در سالهای گذشته و از آغاز دهه ۸۰روند روبه رشدی را پیش گرفته اند که متحجران و واپس گرایان و معلمان «مانمی توانیم» به واقع از درک آن عاجزند. همین جریان اعتقادی به اینکه دانشگاه باید محل آزادی فکری باشد، ندارند. این جریان دانشجویان را پیاده نظام احزاب می خواهند برای همین در طول همه سالها تلاش کرده اند تا با تفکیک تشکل های دانشجویی به اصلاح طلب و اصولگرا و قرار دادن آنها در دسته بندی های سیاسی مرسوم -که اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل، اساسا آنها را منسوخ و تاریخ مصرف گذشته می داند- فضای انتقادی را از آنان بگیرد. جریانی که روز تاسف بار ۱۶آذر ۱۳۹۳ را رقم زد، تلاش دارد تا با دست و پا کردن تشکلهایی دولت ساخته -یا همان ظروف یکبار مصرف- و سالن های همراه، در انتخابات آتی گوی قدرت را پیش بیندازد. دانشجویان و فعالان سیاسی فضای دانشجویی آگاه باشند که در دام منفعت طلانی نیفتند که فردای انتخابات آنها را نخواهند دید.

روز تاسف بار ۱۶آذر ۹۳، یک نفر و حتی یک نفر به رییس جمهور مملکت انتقاد نکرد. در هیچ دوره ای شاهد این فضای بسته در بیان نقد و اعتراض دانشجویی نبوده ایم. دانشجویان گزینشی و در فضایی کانالیزه حرفهایی را که حرف عموم دانشجویان نبود روی سن به زبان آوردند و مقام ملوکانه رییس جمهور را تا می توانستند تمجید و تعریف کردند. حقیقتا بلا به دور از دانشجویان؛ اگر بخواهند روزی مجیز گوی دولت باشند. آن هم دولتی که قطعا با بی تدبیری های مختلف بسیاری از مردم را از خود ناراضی ساخته است!

در رویکردهای علمی این دولت متاسفیم که از انحلال مهم ترین نهادهای علمی بگوییم.  انحلال سازمان فضایی موجبات سرخوردگی دانشمندان؛ خروج نخبگان از کشور و توقف فنّاوری فضایی را به همراه داشته؛ کاهش شتاب علمی کشور؛ نگرانی بابت تحقیق و توسعه در صنعت هسته ای همه و همه دستاوردهای سیاسی کاری با علم و فناوری است. بازی با ۳۰۰۰نخبه علمی با عناوینی چون «بورسیه و ماادراک مالبورسیه» و بررسی موضوع پس از دوسال نشان داد که دولت مدعی اخلاق چه بی اخلاقی های گسترده ای در این حوزه از خود نشان داده است. تعبیر «توبه فرمایان چرا خودتوبه کمتر می کنند؟» گویا هنوز مسئولان وزارت علوم را متقاعد نکرده است که به دادخواهی از دانشجویان مظلوم بورسیه بپردازند!

متاسفانه امروز عنان علم در دانشگاهها در دست برخی افراد است که ابدا به اینکه ایرانی می تواند علم را حتی اگر در ثریا بدست آورد، اعتقادی ندارند. معلمان «مانمی توانیم» راه را برای وابستگی هرچه بیشتر مهیا می کنند و بعداز آنکه خود عامل عقب مانندگی شدند، اساس پیشرفت در نظام اسلامی را زیر سوال می برند.

علوم انسانی عقب مانده که توسط اساتید مانمی توانیم ترجمه و دنبال می شود در طول این سالها جز اینکه نگاه پوزیتویستی در جامعه را تقویت کند، رهاوردی نداشته است و متاسفانه حوزه و علوم انسانی اسلامی در تولید علم موفقیت چندانی نیافته است.

و در پایان…

حالا سی و هفت سال از انقلاب می گذرد. اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاههای سراسر کشور امیدوار به آینده ای روشن که با «مامی توانیم» که کوبنده تر از شعار «مرگ بر آمریکا» ست، تحقق می یابد، آسیب های موجود و مواضع قطعی و گفتمانی و انتقادی خود را پیرامون مسائل مهم و حیاتی انقلاب را مورد تاکید و هشدار قرار داد. تا مگر چشم بینای نظام در دیدن این آسیب ها باشد. قطعا رجوع به صحیفه امام و انقلاب، عمل و اعتقاد واقعی به منویات رهبری عزیز و رجوع به ارزشهای اسلام ناب محمدی به میزان زیادی از این مشکلات خواهد کاست. به اعتقاد اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل، خداگرایی توجه به منافع ملی و دوری از فردگرایی اولین گام در زدودن از آسیب های پیرامون انقلاب است.

 راه زیادی در پیش است. باید به انقلاب اسلامی سال۵۷ فرصت داد تا آرمان های حقیقی خود را در بستر واقعیتهای موجود بیابد و به تکلیف خود عمل کند. انقلاب اسلامی ایران امروز با همه تحولات و چالشهای درونی تنها به ایران اختصاص ندارد که الگوی برادران خود در منطقه نیز تبدیل شده است. « ما می‌گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الّا الله» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم. »ان شالله

اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاههای سراسر کشور-مرداد ۹۴

لینک کوتاه : http://news.mostaghel.ir/?p=454

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از بررسی در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی توهین، تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.