بسم الله الرحمن الرحیم 
در زمانه ای که فتنه ها مانند پاره های شب ظلمانی هجوم آورده اند، در عصری که همه دست ها در کارند تا ایمانمان را به یغما ببرند، تجملات و زیورهای دنیا چشم ها را کور کرده، نفس اماره که زشتی ها را در نظرها آراسته کرده، شیطان لعین که قلب ها را تسخیر کرده و در نهایت دشمنی که بیکار ننشسته و هر لحظه با هزاران نقشه و فریب درصدد تصاحب عقاید و ایمان ها است به کجا می توان پناه برد؟ راه گریز چیست؟

افضل العالمین(صلی الله علیه و آله) تنها راه گریز را کتاب وحی معرفی می کند: « فَاِذا اِلتَبَسَت عَلَیکمُ الفِتَنُ کقِطَعِ اللَّیلِ المُظلِمِ فَعَلَیکم بِالقُرآن…»
اما غافلیم از نور هدایت و حبل المتین. از کتابی که تک تک آیه ها و سوره هایش عبرت است و « ما أکثَرَ العِبَرَ وَ أقَلَّ الاِعتِبارَ… »۱
این قرآن است که مملو است از عبرت ها و سرگذشت ها. کلام وحی است که هم سعادت فرد و هم سعادت جامعه را را نشان می دهد؛ و فراوان اند مَثَل هایی که دستاوردش تنبه است و تلنگر؛ گاه از بنی اسرائیل مثل می آورد، گاه از قوم پیامبران، از لوط و هود و یونس و شعیب، گاه از فرعون و  قارون و بلعم باعورا و امثالهم.
با تدبر در این کتاب آسمانی است که می توان دانست چه عواملی باعث بقا و سرافرازی جامعه می شود و بالعکس چه عواملی زمینه شکست و افول تمدن ها را فراهم می کند.
یکی از عواملی که به آن اشاره شده، مسئله وحدت و یکپارچگی جامعه است. تا زمانی که مردم یک ملت پشت یکدیگر باشند و همدیگر را یاری کنند، سرافرازند. تا زمانی که همه، گِرد کلمه توحید بگردند و یک امت موحد متحد باشند
پیروزند. برقراری وسربلندی ملت ها در صورتی است که خود را به بزرگترین نیروها و قدرت ها متکی کنند و تنها در برابر او سر تعظیم فرود آورند که اگر چنین کنند دیگراز هیچ کس نخواهند ترسید. اما وای بر ملتی که در گناه و تجاوز بر دیگری، همدیگر را یاری کنند. عاقبت این ملت ها به مانند فرجام قوم بنی اسرائیل است. که در آیات ۸۳ تا ۸۶ سوره مبارکه بقره به آن اشاره شده است. قومی که به دلیل اعمالشان بارها در قرآن مورد مذمت قرار گرفته اند. یکی از کارهای مذموم آنها هم با توجه به آیات فوق الذکر، ایجاد تفرقه و شقاق بین خودشان می باشد. ملتی که در برابر هم صف آرایی کنند و تخم کینه و دشمنی بین خود بپاشند و سنگ تفرقه در میان خود اندازند و به جای کمک به یکدیگر به جان هم افتند دیر یا زود نابود می شوند.  و این ملت ها هستند که سرنوشت خود و جامعه شان را می سازند: «  انَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ»۲  .و این از سنت های قطعی خداوند است{ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّهِ اللَّهِ تَحْوِیلا}۳   اما وای از آن روزی که به سنت های خداوند عمل نشود که در آن صورت باید منتظرعاقبتی همچون فرجام بنی اسرائیل بود. که چنین ملتی، کشورش ویران و افرادش بیچاره و بدبخت می شوند و چون از درون پوسیده اند، به آسانی زمینه ورود و نفوذ دشمن خارجی نیز فراهم می گردد دشمنی که خداوند وعده داده است که از ناحیه آن ها خطری برای عالَم اسلامی
نیست[الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ]۴  و بعد از آن، خطر از داخل، جامعه را تهدید می کند.
امید است که با تمسک به قرآن و تدبر عمیق در آیات، مخاطب شکایت رسول در روز قیامت قرار نگیریم که فرمود:

« وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا« ۵

۱- حکمت ۲۹۷ نهج البلاغه
۲- رعد، ۱۸
۳- فاطر،۴۳
۴- مائده،۳
۵- فرقان، ۳۰