تولید علم «مسئله محور»
رابطه تحول علمی، جریان دانشجویی و آتش به اختیاریِ فرهنگی

رویکرد علمی کشور در سالهای اخیر به سمت مقاله گرایی شدت گرفته است. تولید علم محض و در بسیاری از موارد در مرز علم در نگاه اول شاید مطلوب به نظر برسد اما اینکه چه دردی از دردهای کشور ما را درمان میکند را به عنوان چالش اصلی به همراه خود دارد. این روند شاید برونداد تولید علم تصور شود اما اگر هم چنین باشد این علم چه جهتگیری و سمت و سویی دارد.
یکی از استادان برجسته ایرانی خارج از کشور حرف جالبی میزد. وی با نگاهی به پیشرفتهای علمی-کاغذی ایران و روند تولید مقالات آی اس آی مان در سطح جهان با یک سوال چالشی عکس العمل خود را نشان داد و پرسید: آیا در کشور مسئله و معضلی را هم از این طریق حل میکنید؟ و این همان جهتگیری علم را هدف میگیرد.

علم اگر جهتگیری و هدف مشخصی نداشته باشد و یا آن هدف، بومی و متناسب با نیازهای کشور نباشد، منفعت چندانی را در پی نخواهد داشت و محصولش از دو حال خارج نیست: مهاجرت مغزها و یا بیکاری ۵۰۰۰۰ نفری فارغ التحصیلان دکترا!
علم ما باید «مسئله محور» شود تا در کنار تقاضای صنعت و دیگر نهادهای علم محور موجب ارتقای همه جانبه کشور در اقتصاد شود. در دورانی که فاصله عمیقی بین صنعت و دانشگاه به وجود آمده است و هر کدام مسیر جداگانه ای در پیش گرفته اند، همان قدر که نیاز است تا صنعت خود را به ارتباط با دانشگاه ملزم نماید، چه بسا این دانشگاه است که باید برای پیوند خوردن این دو با هم قسمتی از مسیر را به عقب برگردد. این پیوند برای حرکت کشور به سمت افق های علمی پیش رو لازم و ناگزیر است.

بدون شک رسیدن به موفقیت های علمی-صنعتی همچون غنی سازی ۲۰ درصد و همچنین شکوفایی استعدادهایی در قواره شهید شهریاری ها (که هدف ترور خصمانه استکبار شد) و دیگر دانشمندان هسته ای و موشکی نیز از دل همین علمِ «مسئله محور» خارج می شود. تعریف یک نیاز جدی کشور و بر اساس آن یک حرکت علمی آکادمیک منجر به پیشرفتهای هسته ای و حتی موشکی ما شده است. این روند باید در همه شئون تسری یابد تا بخش زیادی از علمِ دانشگاهی ما از لایَنْفَعْ بودن خارج گردد.

اما تکلیف جریان دانشجویی در این ماجرا چه میتواند باشد؟ در زمانه ای که شاید دولت و بالتبع آن صنعت نفتی کشور توانایی و یا عزم ورود جدی به این قضیه را برخود نمیبیند، این وظیفه بر عهده دانشگاهیان و بخصوص جریان دانشجویی است که آتش به اختیار شده و دست به کار شود. در نگاه حداقلی فرهنگِ تولید علمِ مسئله محور را که می توانیم از مصادیق فرهنگ برشمریم و با استناد به فرمان آتش به اختیار رهبری حرکتی جهاد گونه در این مسیر داشته باشیم.
این گام اولی است که میتوان در مسیر تحقق اقتصاد دانش بنیان از مسیر دانشگاه و دانشجو برداشت. اقتصادی که میتواند در عین مقاوم بودن در برابر بادهای موسمی همچون تحریم، ایران را به عنوان یک قطب اقتصادی در جهان مبدل کند و این مهم جز با این تغییر نگرش حاصل نخواهد شد!