یکی از عبرت آموز ترین موضوعات تاریخ انقلاب اسلامی،سرنوشت آقای منتظری است.
زندگی سیاسی آیت الله منتظری را میتوان از مبارزه علیه رژیم پهلوی تا دوران عزل وی از قائم مقامی رهبری مورد بررسی قرار داد

شیخ حسینعلی منتظری از مشهورترین مبارزان دوران انقلاب بود که بارها همچون دیگر انقلابیون،به زندان افتاد و متحمل صدمات و مشکلات فراوانی شد.

سابقه وی در حوزه علمیه و حضور مبارزاتی و اعتماد بزرگان انقلاب به وی در حد و اندازه ای بود که از همان آغاز انقلاب اسلامی،وی به عنوان یکی از اصلی ترین سران جمهوری اسلامی،مورد توجه قرار گرفت و علاوه بر جایگاه مرجعیت که از نظر بسیاری، اعلم فقهای ایران بود و کسب مسئولیت های مهمی همچون:امامت جمعه،ریاست مجلس خبرگان و …اندک اندک با همراهی و هدایت برخی از طرفداران خود،به سمت بی نظیر (قائم مقام رهبری)رسیده و پس از امام خمینی دومین شخص کشور شد.

سخنان انقلابی و ضد استکباری وی به گونه ای در بین مردم ترویج شد که لقب (مجاهد نستوه)را کسب نموده و نظرات وی در حمایت از محرومان و مستضعفان به اندازه ای تبلیغ شد که لقب (امید مستضعفان)را از آن خود کرد

با این وجود خصوصیات منفی شخصی وی همچون ساده لوحی،لجاجت،قدرت طلبی و عدم تمکین عملی به ولایت فقیه موجب شد که طمع دشمنان در وی کارگر افتاد و عناصری از نهضت آزادی و برخی منافقین و مفسدان سیاسی و حتی جنایتکاران باند مهدی هاشمی از طریق برخی نزدیکان وی،در دفتر و بیت او نفوذ کرده و روند جدایی وی از امام(ره) و نظام اسلامی و انقلاب و ارزش ها را به گونه ای رقم زدند که در فاصله ای کمتر از چهار سال(۱۳۶۴ تا ۱۳۶۸)،وی به یکی از بزرگترین مخالفان جمهوری اسلامی و مدافعان منافقین و دشمنان تبدیل گردید.

در این مسیر حضرت امام(ره)،با هدف حفظ اعتبار و جایگاه وی،در تمام این دوران،با صبر و خون دل،از طریق تذکرات خصوصی و سخنان عمومی،از سقوط وی جلوگیری نمودند،اما وقتی روند جدایی آقای منتظری از نظام به مرحله غیر قابل تحمل رسید و سخنان او برای چندمین بار از بلندگوهای منافقین و انگلیس و …منتشر گردید،امام خمینی(ره)طی نامه مشهور ۶ فروردین ۱۳۶۸،او را از سمت قائم مقام رهبری عزل نموده و با عنوان این که (حاصل عمرم را کنار گذاشتم)به حیات سیاسیش در آن دوران خاتمه دادند.

با این وجود تداوم صفات لجاجت و قدرت طلبی و عدم تبعیت از ولایت فقیه،در کنار ساده لوحی مفرطی که به آن دچار بود موجب شد که وی بعد از یک سکوت نسبی ۸ ساله در سال ۷۶،به تکرار سخنان دشمنان انقلاب و حمله به ارکان نظام بپردازد که با خروش مردمی مواجه شده و در یک دوره ۱۲ ساله تا پایان عمر،سرنوشت تلخ وی به گونه ای ادامه یافت که نظرات و سخنان او در مظلوم نمایی برای منافقین و حمله به ولایت فقیه و خاطره سازی علیه امام(ره) و حمله به ارکان انقلاب و دفاع از بهائیان و فتنه گران به سند باطلی برای دشمنان تبریل شد و البته تداوم این مسیر خطرناک با فوت وی پایان یافت.

سرنوشت شوم آقای منتظری،الگویی برای همه کسانی است که لجاجت و قدرت طلبی چشم آن ها را بر نفوذ مفرط عناصر حاشیه ساز بسته است و سخنانی از جنس همان نفوذی های نهضت آزادی و مخالفان نظام از زبان آنها شنیده میشود

علیرضا خدایی_دبیر سیاسی دانشکده فنی دانشگاه شاهد