وقتی که هر ساله مدت زمان کوتاهی به هر مجموعه و تشکل دانشجویی در روز دانشجو داده می شد تا مقابل رئیس جمهور به بیان مسائل دانشجو،دانشگاه و جامعه بپردازد شاهد آن بودیم که عده ای از دانشجویان تنها در مقام ستایش و تملق گویی از دولت و اشخاصی خاص برآمده و چهار دقیقه زمان تریبون خود را صرف دل دادن و قلوه گرفتن با ریاست جمهور میکردند!!

تفاوت استقلال فکری در جنبش دانشجویی و درمقام بیان معضلات و مشکلات جامعه با حزبی گرایی در تشکل های دانشجویی در چیست؟؟

دانشجوی با تفکر مستقل از احزاب، میگوید من مسائل،مشکلات،موانع و واقعیات جامعه را رصد میکنم و درصدد بیان آن در محیط دانشگاه و در مقابل مسئولان کشوری هستم.
دانشجوی فعال انقلابی مستقل از احزاب سیاسی ضمن پایبندی به اصول اسلامی،نظام حاکمیتی و آرمانهای انقلاب اسلامی،هیچ گونه وابستگی و تغذیه شدنی نسبت به جریانات سیاسی ندارد؛لذا میتواند بدون ترس و واهمه در مقام بیان مسائل و مشکلات کشور حتی در مقابل مقامات و نمایندگان احزاب و ملت برآید.

حال اگر چیدمان فکری و نگرش نظری یک دانشجوی فعال انقلابی با استقلال فکری گاها در مسائل به نگاه یک جریان سیاسی نزدیک شود،امری طبیعی بوده و برای محیط دانشگاه و جامعه آسیب زا نخواهد بود،زیرا به تبعیت از نظام فکری خود و به تناسب آرمانها و اصول معین و مدون اعمال و افراد را سنجیده و نسبت به آن ها حب و بغض نشان خواهند داد….
اما اگر فعالین تشکل دانشجویی،خود را پیرو یک جریان خاص سیاسی-آن هم بدون پایه و اساس منطقی-بداند،نتیجه آن می شود که در مقام بیان خطاها،اشتباهات،مسائل و مشکلات واقعی جامعه لال خواهد بود!!مبادا ضعفی را از جبهه ی سیاسی متبوع خود بیان کند و نقدی را بدان وارد سازد.درنتیجه قدرت بیان بدون واهمه و نگاه به دور از جانبداری از او گرفته خواهد شد و نهایتا این دانشجو سرباز و مهره ی جریان سیاسی خاصی در دانشگاه است!
حزب سیاسی متبوع هرگاه لازم بداند منافع او در دانشگاه تامین شود،آن او را جلو می اندازد و خواست خود را به پیش می برد و به محضی که خواسته اش تامین شد،دانشجو را-ذلیلانه-نادیده میگیرد!
نمونه ی این امر را اخیرا در زمان معرفی وزیر علوم دیدیم،که چگونه حزبی سیاسی وظیفه ی اصلی دانشجو و دانشگاه را به فراموشی سپرد و با استفاده از هیجانات عده ای از دانشجویان،آن ها را وادار به متشنج کردن فضای دانشگاه جهت به کرسی نشاندن خواست خود کرد و به دنبال تبدیل دانشگاه و وزارت علوم از فضای علمی به فضایی صرفا سیاسی-که البته تامین کننده ی تام و تمام منافع این جریان در دانشگاه ها باشد- بود!

دانشجو باید فعال،منتقد و در جایگاه تذکر و بیان نواقص و مشکلات و مسائل به مسئولین و سردمداران جامعه،دولت و حکومت باشد،نه صرفا تابعی بی اراده و بدون استقلال فکری!او باید بتواند شعار *دانشجو می میرد،ذلت نمی پذیرد* به منصه ی ظهور گزارد و نقش اجتماعی و میزان تاثیرگذاری خود در روند تحولات اجتماعی را به اثبات رساند و با فارغ بودن از اجزاء برا خود جایگاهی مناسب و خطیر در کل ساختار اجتماعی قائل باشد…

به امید آن روز!

 

ایزدی

دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان