بسم الله الرحمن الرحیم

خانه از پای بست ویران است
خواجه در بند نقش ایوان است!

با اندکی پیگیری اخبار،گپ و گفت با دوستان و اطرافیان و البته مشاهده ی عینی وضعیت چند دانش آموز که در حال حاضر در سیستم آموزش و پرورش به سبک نوین!درس میخوانند،کار سختی نیست که به معایب و مضرات حاصل از سیستم موجود پی ببریم:
-یک روز خبر میرسد که قرار است مدارس سمپاد یا همان مدارس مخصوص تیزهوش ها!بدون آزمون ورودی شود!مدارسی که تا دیروز عده ی زیادی از خانواده ها برای ورود فرزندشان به آن جان میدادند(البته که خانواده و بالتبع آن فرزند!چون قاعدتا دانش آموز ابتدایی که تحت انواع فشار از جانب خانواده و گاها مدرسه است نمیداند سمپاد چیست؟!)و اندک زمانی بعد خبر میرسد به کل قرار است این مدارس حذف شود…
-یک روز در اخبار وزیر محترم آموزش و پرورش را میبینیم که با ذوق خاصی اعلام میکنند قرار است از امسال عید دانش آموزان چیزی به نام *پیک نوروزی* نداشته باشند تا استرسی بابت آن به آنها وارد نشود و به جای پیک مرسوم باید یادداشت های روزانه یا همان خاطرات ایام تعطیل یا چیزی مشابه به عنوان تکلیف داشته باشند.
-چند سالی است مدارس ما در دوره ی ابتدایی دانش آموزان را با روش *توصیفی* بار می آورند!به این نحو که نمره و عددی در کار نبوده و چگونگی وضعیت دانش آموز صرفا با عباراتی از قبیل* بسیار خوب،خوب و… * بیان می شود،این روش باعث می شود که تفاوتهای اندک(و بعضا بیش از اندک!) موجود بین دانش آموزان دیده نشده و کسی که بعنوان مثال در حد نمره ۲۰ است،با کسی که در حد ۱۹ است،هر دو را بسیارخوب بدانیم!اما همین دانش آموزان به محض ورود به پایه ی متوسطه ی اول باید طبق سیستم نمره ای و عددی پیش روند،این یعنی وارد شدن یک شوک و تغییر عظیم به محض ورود به یک پایه جدید.مدلی که حتی تفاوتهای ۲۵ صدم نمره ای را به رخ میکشد!
-فارغ از اینکه کدام یک از این دو مدل کارآمدتر است،لازم است ابتدا یک حالت مشخص و جامع را برای کل حدود ۱۲ سال آموزشی طراحی کرده،تا دانش آموز از ابتدای ورود تا زمان فارغ التحصیلی طبق آن پیش رفته و با چنین تفاوت های ناگهانی رو به رو نگردد.
-از تله ای به نام کنکور،سبب هزینه های عظیم،کلاسهای چندین میلیونی در آموزشگاه های آزاد،کتابهای تست و کمک آموزشی مختلف و…که هیچ نباید گفت!
که گاها استعداد با استعدادترین دانش آموزان را به علت نداشتن توان مالی تباه میکند و جای لایق و نالایق را عوض!
-از زنگ دینی که برای خود فاجعه ای است!زمانی که دانش آموز یک سوال و دغدغه ی بنیادین عقیدتی خود را با شور و کنجکاوی بسیار مطرح میکند و معلم به حق یا ناحق،کمبود وقت و نرسیدن به بودجه بندی کتاب درسی را در صورت پاسخ به سوال وی،بهانه…
-و حیاتی ترین و سرنوشت سازترین سوالات دانش آموزان در عمده ترین عرصه ی علم آموزی و جایگاه پرورش یافتن پاسخ داده نمیشود،حال این سوالات چه زمانی،کجا؟ و چگونه؟باید پاسخ داده شود،الله اعلم!
-مدل تدوین کتب درسی که دانش آموزان را مجبور میکند مطلبی را بصورت مکرر از ابتدایی تا فارغ التحصیلی بارها و بارها بخوانند و البته اکثرا هیچ مبحثی را هم کامل و عمیق ندانند،برای خود مساله ای است مفصل!
-متاسفانه مشکلات سیستم آموزش و پرورش ما الی ماشاالله است…
البته که سیستم دارای مزایایی نیز هست که از نمونه های بارز آن میتوان به مقاوم و سخت جان کردن افراد اشاره کرد!
-وزیر محترم آموزش و پرورش،تدوین کنندگان کتب درسی،دبیران و معلمان و تک تک دلسوزان آینده ی جامعه!پایه و اساس مشکلات را بشناسید!فارغ از خوب یا بد بودن هریک از اقدامات صورت گرفته،باید بدانیم سیستم معیوب است تا زمانی که در کنار آموختن ریاضی و فیزیک و ادبیات،نتوانیم معنویت و سازش با هم نوع و انسانیت را بیاموزیم و فرد را موجودی توانمند برای همه ی عرصه ها و ابعاد زندگی بار بیاوریم….
-وقتی حساس ترین لحظات عمر یک فرد که قابلیت تاثیر پذیری بالایی نیز دارد و هنوز شخصیت شاکله یافته ای پیدا نکرده،در دستان ماست و به تصمیمات ما گره خورده….
-پیشرفت یا عقب گرد و سعادت یا شقاوت هر جامعه با چگونگی آموزش و پرورش آن ارتباط مستقیم دارد.شاهدی است بر مطلب،وقتی رابطه ی مستقیم افزایش سطح سواد به معنای آموزش و افزایش نرخ طلاق در جامعه مان را مشاهده کنیم،میتوان به راحتی به این حقیقت پی برد که آموزش صرف نمیتواند چاره ساز مشکلات باشد بلکه خود در بسیاری از مواقع عامل ایجاد مشکل است!
-مشکل ریشه ای تر از سمپاد و پیک نوروزی است،باید نوع تفکر را به آموزش و پرورش به عنوان عرصه ای برای رشد ابعاد مختلف شخصیت فرزاندان این مرز و بوم تغییر دهیم. باید بدانیم کودک و نوجوان ما صرفا با خواندن کتاب دین و زندگی و امتحان دادن اجباری آن دیندار نمیشود!
-باید درختی از نو کاشت،با ساختاری که هر قسمت آن

بتواند خلاء سایر قسمت ها را پر کند و تکامل بخشد.مدلی که بتواند فکر کردن،عمیق بودن،سبک زندگی متناسب با فرهنگ،حل مشکلات و چالش های موجود،قدرت سازگاری با هم نوع،عشق به طبیعت و مخلوقات،نگاه متعالی به دین،روش تولید علم بومی و بکارگیری هوش اجتماعی را به افراد جامعه بیاموزد.سیستمی که *پرورش* در آن تنها یک واژه نباشد،بلکه در بستر واقعیت بتواند رشد و شکوفایی حقیقی را برای افراد جامعه به ارمغان آورد.

به امید آن روز…

 

نوشین ایزدی_دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان