پیروزی در حلب می تواند سر آغاز پایان جنگ سوریه باشد. تحلیل گران زیادی این اتفاق را نقطه ی عطفی می دانند که تروریست های تکفیری را در سراشیبی سقوط خواهد انداخت.

حلب دیروز در برنامه اروپاییان کریدوری برای رسیدن به کرد های منطقه و در واقع کلید خاورمیانه بود و برای اردوغان حلب آرزوی در دسترسی بود که تاج سلطانی عثمانی را بر سر او می گذاشت. اما امروز حلب دوباره از آن مقاومت است و نقشه های زیادی نقش بر آب شد.

با توجه به شرایط جنگ و غیر منتظره بودن آزادی کامل حلب و از طرف دیگر اهمیت ژئوپولیتیک و روانی رسانه ای این شهر در بازی مرگبار سوریه, بی جهت نخواهد بود اگر با آزادی خرمشهر مقایسه شود.

برای طرف مقابل که شکست سنگینی به او وارد شده است و از طرف دیگر در میدان سیاست و جنگ هم راه به جایی نمیبرد اخرین حربه جنگ رسانه بود و قصه همیشگی حقوق بشر و داعیه دفاع از مردم بی دفاع!

اینکه کشور های غربی و رسانه هایشان تا امروز که نزدیک به ۵۰۰ هزار نفر در سوریه کشته شدند کجا بودند مهم نیست! اینکه وحشیان تکفیری نه تنها دستشان که کام و دندانشان به خون مردم سوریه آغشته است مهم نیست! سرهای بی شماری که از تن بیگناهان بریده شد مهم نیست! و طبق معمول جنایات ال سعود در یمن هم که بالکل دارای اهمیت نمی باشد تنها نکته ی دارای اهمیت در نگاه ان ها مخدوش کردن چهره ی مقاومتی است که سیلی محکمی بر دهانشان زده است.

در این بین اما رفتار عده ای در داخل قابل تامل است. آنها که گلوی بریده ی اصغر ها را می بینند و عباس ها را سرزنش می کنند که دخالت نکنند! آنها همه وطن پرستانی هستند که از قضا طرفدار حقوق بشرند و حقوق تشر هایشان را از حافظ حقوق بین المللی بشر امریکا میگیرند. البته نه آنکه پولی دریافت کنند ! در آن حد نیستند ؛ همین که از انها مصاحبه ای شود و عکسشان را در بی بی سی و صدای امریکا به عنوان شاگرد خوب بزنند کافی است. خواب این ها انقدر سنگین است که صدای حمایت همه جانبه ی ملت از مدافعان مظلوم حرم را نمی شنوند و علیه مقاومت به بهانه انسان دوستی رگ گردنشان را کلفت می کنند.

لازم نیست که یاداوری کنیم انسان دوست نما هایی که سنگشان را بر سینه می زنند در ژاپن و ویتنام و فلسطین و غزه و یمن و افغانستان و عراق و دیگر شعب جنگ افروزی چه کردند! چرا که کسی خواب است را می شود بیدار کرد اما انکه خود را به خواب زده نه! اینها را به قول حضرت روح الله خدا باید بیدار کند!