بسم الله الرحمن الرحیم
بهار فصل شکوفاشدن استعدادهای زمین، هنگامه ی نمایان شدن آنچه از قبل سخت ریشه دوانیده و خار و خس از خود زدوده است . بانگ انقلاب در بهار طنین می نوازد . “یا مقلب القلوب و الأبصار “. برای بعضی طبیعت بهار فقط زیبایی است و نو شدن و معجزه .البته طبیعت معجزه ای ست که آدمی با آن مانوس شده .در نگاه بعضی دیگر همین نو شدن آن ها را به تحولی درونی می اندازد. افرادی که در همین نگاه به ظاهر نو شدن، در گیر و دار اهل زمین سری به خانه دلشان می زنند خانه ای در هم و بر هم ریخته که با هر چیزی انس گرفته. افرادی که می خواهند بشکنند قفل روبروشدن با خویش را، بریزند ترسی را که مانع شده در طول سال نیم نگاهی به خویش بیندازند، بزدایند زنگارهای آینه ی دل را .آن ها که حقیقتا بهار و نشانه هایش نشانه ای ست برایشان، چراغی است برای حرکتشان. آن ها که می روند تا باز کنند غل و زنجیرهای دست و پا گیر را،که رسول هم برای تغییر باید غل و زنجیر ها راباز کند.”و یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم” .می روند تا بردارند موانع حرکتشان را موانع انقلابشان را “بل یرید الإنسان لیفجر امامه” ، تا نشان دهند انسان متاثر از شرایط است متاثر از تحول بهار . در وقت زدودن زنگار ها و بازکردن غل و زنجیر های دل شاید صدای شکستن هم بیاید و دل شکسته خریدارش بیشتر است شاید در همین نگاه کردن و شکسته شدن است که تدبیر کننده شب و روز تدبیری می کند برای دل شکسته و هم زمان با بهار رد پای گام های تحول بر دل آدمی نقش بندد ” یا مدبر الیل و النهار یا محول الحول و الأحوال حول حالنا إلی أحسن الحال”

زهرا توکلی عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی  (ره)