سند عزیز و محترم گفتمان جنبش دانشجویی مسلمان – فارغ از این که برخی بخواهند آن را به شکل نادرستی افتخار انحصاری اتحادیه بدانند؛ رویکردی که قطعا وحدت اتحادیه ها و مجموعه های دانشجویی را ذیل آن خدشه دار خواهد کرد- در واقع افتخاری برای مجموعه جنبش دانشجویی است که در ایران دهه هشتاد و در اوج قدرت تکنوکرات ها، در روزگاری که از سویی زمزمه غرولند ها و پچ و پچ های معترضانه و طلب کارانه برخی یاران قدیم انقلاب کم کم شروع می شود و از طرفی دیگر نسل جدیدی از به اصطلاح روشنفکران دینی شروع به تئوریزه کردن مبانی التقاطی خود به اسم نو اندیشی مذهبی کرده بودند، در روزگاری که برخی از اصلی ترین و مبارزترین افراد موثر در انقلاب و منسوباتشان، یک به یک و اندک اندک، حرف هایشان را پس می گرفتند و به جای صیانت از انقلاب در برابر خطرها و انحرافات نو به نو، ژست اپوزیسیون گرفته و توشه آبرو و اعتباری را که به اعتبار انقلاب به دست آورده بودند ذره ذره به حراج می گذاشتند، جنبش دانشجویی با تدوین این سند، خط بطلانی قاطع، محکم و موثر بر تحلیلی هایی زد که نسل سوم انقلاب را منفک، خسته و بی اعتنا به مبانی ناب انقلاب خمینی نشان می داد.

این سند حقیقتا سند افتخاری است که در تاریخ خواهد ماند و مبنای مدون شده اصول مبارزه ای است که خواهران و برادران دانشجوی ما از دهه سی و چهل و در آن اختناق خوفناک، به تدریج آن را آغاز کرده بودند.

گمان من این است که متن قاطع، جامع و فصیح این سند و نیز حال خوش دیدار کنندگان با حضرت ماه در آن دیدار تاریخی و فراز های مقدس “ناحیه مقدسه” کار خودش را کرده و می کند و در این میان آن چه که می ماند همت ماست و تلاش برای پاسداشت زحمات همه طلایه داران جنبش اصیل دانشجویی که هنوز هم وقتی بعد از سال ها از آن اتفاق، در دیدار ها و برنامه های اتحادیه توفیق زیارتشان را پیدا می کنیم انصافا همان برق جوانی و همان شور و آرمان خواهی را در گفتارها و برخوردهایشان می بینیم و این به گمان من وظیفه همه مان را سنگین تر می کند.

به گمان من مجموعه بسیج دانشجویی، جامعه اسلامی، جنبش عدالت خواه، انجمن اسلامی و همه تشکل هایی که قلبشان برای انقلاب خمینی می تپد به خوبی می توانند فارغ از اختلاف نظرهایی که در حوزه عملکردها دارند، ذیل پرچم واحد سند گفتمان جنبش دانشجویی مسلمان با هم مرتبط شوند تا حداقل در برهه هایی که نیاز به یک اجماع سراسری و بعضا جهانی در باب موضوعی احساس می شود -که آخرین و بهترین مثال آن مطالبه امام خامنه ای پیرامون تشکیل جبهه واحد ضد صهیونیستی دانشجویان مسلمان است- ید واحدی باشند در مقابل جنایت کاران و مستکبران خارجی و خاری باشند در چشم انقلابی نماها و مدعیان بی هنر داخلی.

اما فراتر از این اتفاقات موردی و در یک افق گسترده، بی گمان هم افزایی نیروهای انقلابی ضرورتی است که همگی آن را احساس می کنیم و چه فرصتی بهتر از این که ذیل این سند کوتاه اما بسیار پر مغز و گویا، جبهه یک پارچه ای باشیم در مقابل دنیایی که برای خاموش کردن نور حق دست به هر حیلت و جنایتی می زند غافل از این که:
“…یابی الله الا أن یتم نوره و لو کره الکافرون” توبه-۳۲

 

زهرا قمی عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بابل