همه به یک موضوع کاملا واقفیم، هیچ قوه ای و هیچ سازمان و نهادی خالی از اشکال و انتقاد نیست!
اما این روزها حملات به قوه قضاییه بشدت اوج گرفته، حملاتی که خودی و بیگانه با هم تنورش را داغ نگه می دارند!
اولین بار نیست حملات سازماندهی شده و هماهنگ به قوه قضاییه اتفاق می افتد، نبودیم ولی خوب شنیده ایم و خوانده ایم که “شعار مرگ بر بهشتی” در کوچه ها و خیابان ها شنیده میشد!!!
[[شعار وقیحانه‌ی «مرگ بر بهشتی» که نتیجه‌ی موفق جنگ روانی بود، محصول نزدیک به دو سال کاشتن تخم انزجار، نفرت عمیق و عقده های کینه توزانه در دل های بخشی از جوانان ساده و فریب خورده بود که در فرصت های مختلف سر باز کرده و منفجر می شد. چنانچه در میتینگ سیاسی ۱۴ اسفند ۵۹ به سردمداری بنی صدر، بارها شعار «مرگ بر بهشتی» به آسمان برخواست.]]
(غائله‌ی چهاردهم اسفند ۱۳۵۹، ص ۵۱۴)
امروز هست که منزلت بهشتی ها درک میشود ولی بصیر آن است که در روزهای فتنه و بلبشو بتواند این آینده بینی را انجام دهد!
[[هر چند طراحان اصلی و اولیه‌ی این شایعات و دروغ ها، گروه ها و افراد معاند و دشمنان تابلودار نظام اسلامی بودند، اما نباید سهم دوستان ساده اندیش و بازی خورده را، در ترویج و باوراندن آنچه را که زمینه ساز این شعار شد، نادیده گرفت. شاید برای اولین بار فریادهای مکرر «مرگ بر بهشتی» تحت تأثیر سخنرانی یک روحانی متشخص به آسمان بلند شد و نقشی از مظلومیت را بر چهره‌ی فرزند لایق و برومند اسلام و امام راحل رسم کرد]]
((خاطرات محمد پیشگاهی فرد، ص ۱۹۸، ۲۱۹))
تکرار آشکار تاریخ،سوء استفاده های وقیحانه ضد انقلاب و بازی خوردن ساده لوحانه خودی ها نقش های تکراری این سناریوی بیمار هست!
پر واضح است که هدف از حملات به افراد شاخصی چون بهشتی و یا قوه قضاییه نه از سر نقد و دلسوزی که از روی تخریب نظام جمهوری اسلامیست!
وگرنه نقد که مسیر محترمانه و معقول خودش را دارد و با فرافکنی و دروغ بستن کاملا متفاوت است.
مرگ بر بهشتی بعد از صحبت های یک روحانی به هوا خواست (شیخ علی تهرانی) و سپس منافقین به خیابان ها ریختند و شعار سر دادند امروز نیز شخص مطرح دیگری (م.ا) پرچم دار این شعار است!
دیروز منافقین در دست گرفتند، امروز هم منافقین، هم معاندین و هم طیف عدالتخواهان پای به پای هم به قوه ی برآمده از انقلاب میتازند، اینجاست که هشدار میدادیم که با اینکه ما هم نقدهایی به قوه قضاییه داریم ولی هم عرض با ضد انقلاب نباید به خودی تاخت.
قرار بود شاخص ها را مد نظر قرار بدهیم نه اشخاص را!
قرار بود یادمان نرود که ملاک حال فعلی افراد است.
مگر یکی از پنج شاخص انقلابیگری، انقلابی بودن و انقلابی ماندن مطرح‌شده در بیانات رهبر انقلاب در حرم امام خمینی ۹۵/۳/۱۴ این نبود که:
“حساسیت در برابر دشمن و نقشه دشمن
و عدم تبعیت از آن”
پس چرا اینچنین در میدان دشمن بازی میکنیم درحالیکه میدانیم هدف اصلی آن ها اصل نظام است و میخواهند با فاسد و ناکارآمد بودن این قوه، ناکارآمدی نظام را مطح کنند!
تخریب بهشتی از تثبیت ولایت فقیه منشاء می گرفت!
باز هم تکرار میکنم که نقدهای عمیق ما به قوه قضاییه وارد است منتها پازل دشمن را پر کردن کار ما نیست!
نقد مراتبی دارد، درون خانوادگی، آرام، نامه نگاری،بیانیه، موج سازی رسانه ای و در آخر تحصن و اعتصاب!
عوامل کلیدی فتنه های سابق در این حرکت نسنجیده مشهود است:
* حملات معاندین نظام
* علمداری توسط یک شخصیت مطرح درونی
* همراهی ساده لوحان فریب خورده
قلم ها نه برای خط و نشان و ترساندن بلکه برای نصیحت وهشدار و بصیرت افزایی باید به حرکت درآیند!
[[غالباً جامعه ها از راه گرایش صد در صد به باطل، به گمراهی کشیده نمی شوند، بلکه از افراط در یک حق به فساد کشیده می شوند. بسیاری از انسانها نیز از این راه به فساد کشیده میشوند ]] (کتاب انسان کامل از شهید مطهری) )

 

حمزه دستیار، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه هرمزگان