انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سمنان به همراه بسیج دانشجویی ،انجمن های علمی و همچنینکانون های دانشجویی دانشگاه به منظور اعتراض به عملکرد معاونت فرهنگی دانشگاه سمنان بیانیه ای را مشترکا صادر کردند.متن بیانیه به شرح زیر می باشد:

بسم الله

رب انطقنا بالهدی و الهمنا التقوی و وفقنا للتی هی ازکی

«از دانشگاه همیشه و در همه جا این انتظار هست که محل جوشش و اوج دو جریان حیاتی در کشور باشد؛ اول، جریان علم و تحقیق؛ دوم، جریان آرمان گرایی ها و آرمان خواهی ها و هدفگذاری سیاسی و اجتماعی…» مقام معظم رهبری ۲۴/۹/۸۷

دانشگاهی که معاونت و مدیریت فرهنگی اش به صرف علایق و سلایق خود به نحوی غیرقابل پذیرش مسائل را اولویت بندی میکنند، دانشگاهی که در آن به جای شایسته سالاری، بایسته سالاری رایج است، دانشگاهی که روابط راهگشا تر و کارا تر از ضوابط اند، کدام عقل سلیمی میپذیرد چنین دانشگاهی برای جامعه، پویا و زایا باشد؟ این است دانشگاهی که در کلام رهبر فرزانه مان مورد نظر است؟ یقینا نه!

دانشگاهی که برخی مسئولینش گویی با صداقت بیگانه اند، دانشگاهی که دغدغه برخی مدیرانش انگار، تنها و تنها مسکوت نگاه داشتن مطالبات برحق دانشجوست، چگونه میتواند محل جوشش و اوج آرمان خواهی و آرمان گرایی باشد؟ علم و تحقیق پیشکش…

روی سخنمان با گوشیست که صدایمان را تاب بیاورد، نه آنچنان که یکی در باشد و دیگری دروازه! ما دانشجو ها دنبال گوش مفت نمیگردیم چون حرف مفت نمیزنیم. یک مرد میخواهیم که مقابلمان بنشیند و بر مدار منطق، هم کلاممان شود که اگر اشتباه میکنیم به صلاح و مشورت، راهنمایمان باشد و اگر راست میگوییم به انصاف و خرد، به دادمان برسد… مردی که اگر حرفی زد، مردانه پای حرفش بایستد؛ نه چون برخی که هنوز حرف را نزده، مطابق نرخ روز نان! جرح و تعدیلش میکنند…

عزیزان! پیشفرض ما چنان بوده و هست که حضرات را هماره خیرخواه و دوست خود میپنداشته ایم؛ که اگر حقا چنین است، بسم الله… جملات معترضه مان را برتافته و حتی اگر درستشان نمیپندارید، ایجاباً در صدد اصلاحمان برآیید و نه سلباً در صدد سرکوب! چونان کلام مؤدبانه ما که نارضایتی مان را در کمال احترام به محضرتان عرضه میداریم؛ حالیا صریح و صادقانه میگوییم : معترضیم معترض!

چنانچه حقیقتا دوست و خیرخواه مایید، مردانه پاسخگوی اعتراضمان باشید وَ اِلّا که علیکم ما علیکم.

این همه دم از «اعتراض» زدیم و قلم فرسودیم و صدا به سر انداختیم که به عرض برسانیم اگر ایرادی نداشته باشد، به رویکرد مجموعه فرهنگی دانشگاه در برگزینش محتوای اجرایی برنامه های جاری و نیز نحوه برخورد با فعالین فرهنگی دانشگاه، جدا معترضیم.

چگونه است که مدیریت امور فرهنگی بدون ارائه نظر کارشناسی در قاطبه امور فنی و تخصصی مداخله و به جای اعلام نظر، اعمال نظر میکند و به اقتضای صلاحدید خود و در موقعیت های گوناگون، نحوه برخورد خود را تغییر میدهد و با طعنه به مفهوم وحدت رویه!!! الگوی نوین مدیریتی ارائه داده و چونان مجموعه ای موفق، بیلان کاریش را به بوق و کرنا میسپارد؟ حال آن که الحق و الانصاف خروجی قابل دفاعی نداشته و هرآنچه بوده و هست نیز مرهون مهارت ها و خرد جمعی دانشجویان، تشکل ها و کانون های داشنجوییست و لا غیر.

چگونه است که آقایان برای اجرای برنامه های ارزشی با محوریت سیره سالار شهیدان، به جای همکاری و تسهیل، سنگ اندازی میکنند و ذَرایِعِ متنوّعه را دستاویز سنگ اندازی ها کرده و فی الواقع اشک دانشجو را در می آورند تا اجازه دهند ساعتی به ذکر مصیبت اباعبدالله علیه اسلام بپردازد؟ از پیش پا افتاده ترین هزینه ها تا هماهنگی سرویس بازگشت را دریغ کرده و یا اهرم فشار می کنند که دانشجویان دغدغه مند را سرکوب کنند.

لختی دیگر خود حضرات برنامه ای علم میکنند که حرمت شعائر کیلومترها زیر پا نهاده میشود و کسی دم بر نمی آورد…به صرف این که فلانی و بهمانی پایشان به صحنه باز نشود همه مشکلات حل میشود؟ این زاییده کدام منطق شاذ است که ما با آن بیگانه ایم؟ همین مراسم کذاییِ یلدای نود و شش که چندی پیش فاتحه اش را خواندیم؛ این روزها پر است از پیمودن قانون، همان قانونی که چونان پتک، روزگاریست بر فرق عده ای کوفته میشود که فقط نباشند! حال آن که در برنامه یاد شده عده ای بشکن زنان، کمر میجنباندند و انگار نه انگار که شعائری زیر پا نهاده شد و احدی از مسئولین ککش هم نگزید؛ باری چه هزینه ها که صرف نشد…چه مادی…چه غیر مادی.

از این ناروایی که بر دانشجو روا داشته شده، به کجا باید شکایت ببریم؟ دیگر چگونه باید بگوییم خسته شده ایم از برخوردهای خشک و مرتجعانه، از اعمال سلیقه های شخصی در حوزه فرهنگ، از این که مدیر امور فرهنگی دانشگاهمان، امروز حرف دیروزش را آشکارا زیر پا بگذارد، خسته شده ایم از این که اعتراضمان را نشنیده بگیرند، حضراتی که انگار کیفیت خروجی فرهنگی دانشگاه، در عمل برایشان بی ارزش است؛ به چه زبانی بگوییم؟ مراجع ذیربط و ذی صلاح به این موضوع رسیدگی کنید!… ای که دستت میرسد کاری بکن…پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار!

این ها که برشمردیم، نمی بود از اقیانوس بیکران بی توجهی آقایان فرهنگی! به جایگاه منیع و رفیع دانشجو، مُرّ قانون و حتی اخلاق!…بسم الله…ما مطالبه کردیم، اعتراض کردیم، پیگیری میکنیم، اقدام بر عهده دلسوزان دانشگاه و دانشجو، اگر این معضل حل شد که فبها المراد، در غیر این صورت دانشجو از پای نمینشیند…دست از مطالبه برنمیدارد… خلاصه این که زیر بار زور نمیرود.

این که میخوانید یا میشنوید انشای یک دانش آموز سوم ابتدایی نیست که تابستان خود را چگونه گذراندید…این رنجواره دانشجویانیست که از این وضع ناراضی اند و با جان به لب رسیده، دهان به اعتراض گشوده اند…امید که دهانشان بسته نشود.

جان کلام این که بیایید دست از این قایم باشک بازی برداریم و یک بار برای همیشه این موضوعات را حل کنیم؛ مرد و مردانه اگر دانشجو سهوا مقصر است حرجی روا نداشته و آگاهش کنیم اما چنانچه حضرات عمداً سبب این نارضایتی هستند در مقابل اذهان عمومی پاسخگو باشند و اگر در اقناع دانشجویان ناموفق بودند، مسند مسئولیت را به کارآمد تر از خود واسپارند. دانشگاه محل آزمون و خطا نیست…لااقل برای مدیرانی که غَریوِ انالحقشان، گوش فلک را کر نموده…همه دانشجویان دست کم این حق را دارند که از امکانات حداقلی برخوردار باشند، فی المثل بدانند اگر مخاطب رفتاری این چنینی اند، برخاسته از رفتار آن چنانی خودشان بوده که دیگر جای گله و شکوایه نماند….خلاصه این که جنگ اول به از صلح آخر….مرگ یک بار و شیون هم.

امید است به مدد حی لایموت، اطاله کلاممان حمل بر اساعه ادب نشده و موجبات تکدر خاطر حضرات را فراهم نیاورده باشد.

والعاقبه للتقوی

و السلام علی من اتبع الهدی

و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین

بسیج دانشجویی دانشگاه سمنان

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سمنان

انجمن های علمی دانشگاه سمنان

کانون های دانشجویی