پس ازاعلام نظر شورای نگهبان در مورد افرادی که صلاحیت آنها بررسی شده است، اتفاقات زیادی برای جو سیاسی کشور می افتد و تیتر یک تمام اخبار می شود ” احمدی نژاد رد صلاحیت شد! ” با این اتفاقی که افتاد تقریبا پیش بینی ها کمی راحت تر می شود و در قبال این رد صلاحیت نظر کمسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری مبنی بر مناظره زنده تغییر می کند.

حال به تحلیل اتفاقات پیش رو می پردازیم:

حرف ها و اخبار ها به گونه ای جلوه داده می شوند که قرار است ۳+۳ اتفاق بیفتد در واقع سه اصلاح طلب در مقابل سه اصولگرا! این در حالی است که هاشمی طبا می گوید بنده تا آخر می مانم و قرار نیست به نفع روحانی و جهانگیری کنار بکشم و در طرف مقابل هم میر سلیم را داریم که ایشان هم خود را وامدار جریان قالیباف و رئیسی نمی بیند که بخواهد به نفع هر کدام کنار بکشد. بماند که هر کدام سبد رای خاصی ندارند تا این حد که خود آقای هاشمی طبا در مصاحبه ای بیان می کند که در مورد داشتن یا نداشتن ستاد باید فکر کنم.

جهانگیری یا روحانی؟

ثبت نام آقای جهانگیری حرف و حدیث های زیادی را به همراه داشته که یک نمونه آن را می توان قرار گرفتن روحانی در موضع ضعف قرار دارد و توانایی دفاع از عملکرد دولت شمرد در واقع این جهانگیری بوده که به عنوان هندلینگ عمل کرده نه روحانی!!

ثبت نام جهانگیری سه حالت را در بر خواهد داشت:

روحانی با حمایت جهانگیری مجدد به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود و جهانگیری می شود هاشمی ۹۶ که این برای روحانی هزینه ی سنگینی خواهد داشت از این منظر که هاشمی کجا و جهانگیری کجا؟

روحانی با اقبال خوبی مواجه نشود و مردم به سمت جهانگیری متمایل شوند که این هم برای روحانی یک شکست محسوب می شود!

و در آخر حالتی که بدترین وضعیت را داراست آن است که پیروز میدان انتخابات نه روحانی باشد نه جهانگیری که در هر سه حالت این روحانی است که بازنده ی این بازی محسوب می شود!

قالیباف یا رئیسی؟

در مورد گزینه ی قالیباف و رئیسی نیز مطالب ضد و نقیضی مطرح می شود چرا که برخی افراد معتقدند باید قالیباف به نفع رئیسی کنار برود ولی در حال حاضر چه از جهت شناخت مردم عام و چه از جهت شرایط سیاسی و اتفاقات چنین چیزی برداشت نمی شود و اقبال عمومی شاید به نفع قالیبافی ها باشد.

از طرفی هم پرونده آقای قالیباف دارای اقبال خوبی نیست و  سیاهه هایی از جنس املاک نجومی و پلاسکو و بریز و بپاش های شهرداری درون خود دارد، بماند که قالیباف در صحبت هایش همان روش احمدی نژاد ۸۴ را سرلوحه خود قرار داده و شروع به فعالیت ها و صحبتهای مردم پسند کرده است.

 البته باید صبر کرد و منتظر برنامه های اقتصادی و صحبت های حجت الاسلام سید ابراهیم رئیسی ماند چون ممکن است این معادلات را بر هم زند. آقای رئیسی قطعا باید حرکات جدی تر و متمایز کننده تر از شرایط فعلی داشته تا بتواند سبد رای چشم گیری را داشته باشد.

در مجموع اگر بین این دو گزینه اجماعی صورت نگیرد قطعا روحانی رئیس کابینه دوازدهم خواهد ماند در غیر این صورت پیروزی این دو کاندیدای مستقل محتمل تر خواهد شد.