ایران…ایران…ایران…

نه بهتر است بگوییم جمهوری اسلامی ایران…
این کلمات مدتیست بر زبان اتحادیه عرب جاریست و همین امر موجب شده تا هرز چندگاهی، کشورهایی چند از جهان عرب را دور هم جمع نماید. درست در زمانی که کشورهای عربی عراق و سوریه، تاکید میکنم کشورهای عربی عراق و سوریه در حال جنگ با داعش هستند و در حال ریشه کن نمودن این غده کوچک سرطانی جهان اسلام می باشند. اما واقعا مشکل اتحادیه عرب با جمهوری اسلامی ایران چیست؟
سالهای اولیه دهه پنجاه هجری شمسی، ایران حال و هوایی دگر دارد. سفر مقامات آمریکایی به ایران، از همکاری تنگاتنگ و صمیمانه شاه با آمریکا خبر می دهد. آمریکا پس از سرنگونی دکتر مصدق و اتفاقات جنجالی دیگر در حمایت از شاه، نظر او را کاملا به سوی خود جلب نموده است. حال دیگر ایران یکی از بازی گردانان اصلی آمریکا در منطقه است. از طرفی تخلیه نیروهای انگلیسی از خلیج فارس، خلاء قدرتی در این منطقه بوجود می آورد و سیاست آمریکا، پرکردن این خلاء با افزایش قدرت نظامی ایران در وهله اول و عربستان سعودی در مرحله بعد می باشد.
در یکی از اسناد سفارت آمریکا که دارای طبقه بندی (سرّی) است آمده: ما در خلیج فارس می خواهیم در عین حالی که از دسترسی خود به منطقه و نفت آن حفاظت کنیم، می خواهیم نفوذ شوروی و کشورهای افراطی عرب را مهار کنیم.
اما در سال ۱۳۵۷ مردم ایران، حماسه کم نظیر و مقتدرانه ای را رغم میزنند… آری…  انقلاب اسلامی ایران تحت رهبری امام خمینی (ره)… پس از آن، تمام معادلات آمریکا در منطقه بر هم خورده و پروژه نفوذ در منطقه با سدی محکم تحت لوای اسلام برخورد مینماید…
وقت تغییری بزرگ و حساس در سیاست های آمریکاست… آری… بها دادن به  کشورهای افراطی عرب… دقیقا همان کشورهایی که تا دیروز معضل آمریکا و اسرائیل بودند…
صدام اولین بازی گردان نقشه ها و سیاست های آمریکاییست. اوکه سودای قدرت در سر دارد با تحریک و حمایت های مالی – نظامی آمریکا و عربستان به ایران حمله میکند، اما باز هم سد سدید انقلاب اسلامی ایران، طوفان آمریکایی عربستانی را در هم میشکند.
باز هم وقت تغییر سیاست آمریکاست… اما این بار سیاست های آمریکا شیب ملایم تری به خود می گیرد و در لباسی نو ظهور پیدا می کند… پروژه تروریسم… طالبان، القاعده، جبهه النصره و داعش می آیند تا اولا اسلام ناب محمدی و ثانیا نظام ایران را هدف گیری نمایند و اما این بار هم با شکست مواجه میشوند.
سیاست های بی خردانه آمریکا، حدیثی از سرورمان امام سجاد علیه السلام را یادآور می شود، که فرمودند: “الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء و الجهلاء…” “حمد مخصوص خداییست که دشمنان ما را از جاهلان و احمقان قرار داد…”
سیاست بازهم نرم تر می شود و نفوذ در راس امور قرار می گیرد. ایالات متحده، که هم گاوی شیرده و هم خری باربر و مطیع، پیدا نموده، سیاست های جنگ طلبانه خود را تغییر داده و عربستان سعودی را به عنوان ژاندارم یا سگ نگهبانش در منطقه حمایت می کند و عربستان سردمدار و مجرای اجرایی سیاست های آمریکا در منطقه می گردد.
اما از موضوع اصلی مان دور نشویم… عربستان تا تبدیل شدن به رژیم صهیونیستیِ دیگری، تنها جند قدم فاصله دارد… آمریکا این کشور را به این مهم میرساند… و یمن آغاز این نقطه مهم و حساس تاریخی است. عربستان در یمن همان کاری را انجام داده و می دهد که رژیم اشغالگر قدس در فلسطین، با قتل کودکان، زنان و مردم بی گناه و با هدف بقای حکومت خود در منطقه انجام داد. و و اما یمن … که اکنون در حالت بحرانی به سر می برد… حال دیگر بایستی گفت این کشور عربستان صهیونیستی است.
چند روز پیش هم باز، کشورهای اتحادیه عرب به رهبری عربستان سعودی، با موضوع و محوریت ایران دور هم جمع شده تا موضوع کشورمان را بررسی نمایند. حال چه شده، کشورهایی که زمانی، رژیم صهیونیستی دشمن اصلیشان بود و سابقه جنگ و مبارزه با این غده سرطانی را هم در کارنامه داشته و حتی تا نابودی اسرائیل چند قدمی بیشتر فاصله نداشتند، امروزه معضل اصلیشان را فراموش نموده و با کشوری اسلامی چون ایران به مقابله و دشمنی برخاسته اند. کشورهایی که روزی برای نابودی اسرائیل برخاسته بودند امروز آشکارا و مخفیانه با رژیم اشغالگر قدس رابطه برقرار می کنند و این غده سرطانی را به رسمیت می شناسند. جلساتی که ایران را هر روز متهم کرده و سیاست های خصمانه این کشورها در قبال کشورمان را هر روز جدی تر بروز می دهد. کشوری همچون عربستان سعودی که ایران را جنگ طلب و ناقض حقوق بشر معرفی میکند، کشوری که خود تولیده کننده، صادر کننده و محرک تروریسم در جهان بوده و دستش، تا آرنج به خون کودکان، زنان و مردم بی دفاع یمن آغشته می باشد.
حال باید از خود پرسید چه شده که کشورهای افراطی عرب امروز، دیگر نقشی در سیاست های خصمانه آمریکا ندارند و از تحریم ها و تهدیدهایش در امان بوده و حتی اسرائیل، این غده سرطانی را به رسمیت می شناسند؟!
اما چرا ایران که در برجام تمام خواسته های آمریکا را مو به مو اجرا نمود و از حق مسلم غنی سازی خود گذشت، از این تهدید ها و تحریم های آمریکا در امان نیست و حتی هر روز بدتر و بیشتر تحریم می شود؟!!!
جواب هایی که ختم به سه کلمه می شود یعنی استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی
کشوری که بر روی پای خود ایستاده و از دخالت ها و سوء استفاده های کشورهای خارجی از جمله ایالات متحده جلوگیری می نماید و حامی محرومین و مستضعفین جهان می باشد… اینها رازهای نهفته در این خصومت ها و دشمنی هاست… یعنی همان اسلام ناب محمدی که خاری بر چشمان و مشتی بر دهان آمریکاست… پس بایستی محکم و استوار بر خواسته هایمان استواری و پافشاری نماییم و با بصیرت و بینش کامل با دشمنی تزویرگر روبه رو شویم….
و اما باید مراقب بود… مراقب پروژه نفوذ… پروژه ای که توانست تمام این معضلات پیش روی آمریکا و اسرائییل را حل نماید… و می تواند کارهای بزرگتری هم انجام دهد… پس بایستی مراقب نفوذ دشمن بود و بود و بود…