سالها خبری تک ستاره جدا مانده از قافله ی یاران سرخ نبود. تا آنکه خبرش آمد. از همان روزی که با شیطان بزرگ قدم زد حالش وخیم شد . برای رفیق چگواری بزرگ قدم زدن با ارباب استعمار کم از سرطان جگر نیست. از ابتدا مشخص بود این مرض سریع و دردناک او را خواهد کشت. حقوق دانی که حقوقدان نبود اما  خیلی زود پی برد که حق ملتش را چه کسی خورده و برده برده بود! وقتی دست تقدیر اورا به چه رساند همنشین دیگر نباید خفت های او شد و دود سیگار برگشان حیاط خلوت اربابان پول و خشونت  را به آتش کشاند.
سر بلند بیرون آمدن از مبارزه را خوب می دانست و با سر خم کردن بیگانه بود. مصدق باید از او مشق رد کودتا می گرفت.
حکومتش گرچه نتوانست تبری بر گرده ی درخت استکبار باشد اما خودش خاری در چشم سرمایه داران بود استخوانی در حلق فئودال های نو !
نویسنده ای که خوب می دانست عامل بدبختی ملتش چه بود و باز هم میدانست که آن ها چگونه آنها شدند ولی برای آن کتاب ننوشت !
چریکی که درس آزادگی از بزرگ مرد آزاده ی غربی به خوبی گرفته بود را مادر دروغ و قتل و غارت به خیانت متهم کرد وشمشیرش را گرفت . تهمت آنقدر بزرگ بود که بتوند کمرش را جوری خم کند که بمیرد !
آسمان های بی ستاره زیادند اما فیدل ستاره ای بود که آسمانش را گرفته بودند…
اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید